فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٩٢ -       دلايل خوارج بر اينكه ارتكاب معاصى كفر است     
اما استدلال و جواب آن مبنى بر آن است كه «الصلي» به معنى دخول باشد و اين صحيح نيست چون همانگونه كه دانستى «صلي» به معنى دخولِ ملازم با بقاست.
علاوه بر اين اگر آتش مخصوص كافران باشد لازم مى آيد كه ديگران در انجام معاصى جرى شوند چون اين مدعا به منزله آن است كه خداوند متعال به كسى كه خدا و رسول او را تصديق كرده و آيات را تكذيب ننموده و بدان پشت نكرده است، بگويد: گناهى كه انجام مى دهى به تو ضرر نمى رساند. اين جرى كردن بر گناه است كه از خداى حكيم صادر نمى شود.
مضاف بر اين خداوند سبحان بعد از اين آيات فرمود: (وَ سَيُجَنَّبُهَا الأَتْقَى * الذِي يُؤْتِى مَالَهُ يَتَزَكَّى)[١] و دورماندگان از آتش را به أتقى منحصر كرد و پيداست كه فاسق أتقى نيست زيرا «أتقى» مبالغه در تقواست و كسى كه بزرگترين گناهان كبيره را مرتكب مى شود به اتقى متصف نمى گردد.
٦ ـ (وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَُمحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ ) .[٢]
مى گويند: جهنم به فاسق احاطه دارد پس حتماً او از جمله كافران است.
بررسى:
اين، استدلال غريبى است زيرا خداوند سبحان نفرمود: جهنم «جز» به كافران احاطه ندارد تا لازم آيد كه فاسق از كافران باشد چون جهنم به او احاطه دارد و از اين كه جهنم بر گروهى احاطه دارد، لازم نمى آيد كه بر گروه ديگرى
[١] ليل: ١٧ ـ ١٨ «و با تقواترين انسانها از آتش دور نگه داشته مى شوند همانهايى كه مال خود را در راه خدا مى دهند تا پاك شود.»
[١] توبه: ٤٩ «جهنم بر كافران احاطه دارد.»