فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٢٠ - ٥ ـ مرتكب كبيره كافر نعمت است نه كافر دين     
وقتى واجب شد شما قادر به انجامش نخواهيد بود و اگر انجامش ندهيد كافر خواهيد شد. باز فرمود: كسى كه نماز را ترك كند كافر مى شود و نيز فرمود: بين مسلمان و كافر تنها ترك نماز فاصله است و فرمود: آگاه باشيد پس از من يكديگر را نكشيد كه كافر مى شويد و فرمود: رشوه در حكم، كفر است.
خلاصه بحث: وقتى كه اباضيه موحّدى را كافر مى دانند مقصودشان كافر نعمت است كه ديگران از آن به فسق و عصيان تعبير مى كنند. آنچه را كه اباضيه كفر نعمت مى نامند معتزله آن را فسق[١] و ديگران آن را نفاق و عصيان مى نامند و در واقع همه به يك معناست.
آنچه كه باعث شده اباضيه به جاى نفاق و فسق كلمه كفر را درباره گناهكاران به كار برد، دو امر است:
اول: قرآن كريم و سنت قويم در بسيارى از موارد و مناسبات اين كلمه را براى گناهكاران به كار برده است.
دوم: كلمه نفاق در تاريخ اسلام اثر خاصى دارد. در عصر پيامبر، تعدادى از مردم كه در ظاهر ايمان آورده بودند ولى قلبهاى آنها با ايمان استوار نگشته بود، به اين عنوان شهرت يافتند. قرآن آنها را نكوهش نمود و بعضى از آنها را رسوا ساخت و به عذاب دردناك در دنيا و آخرت وعيدشان داد. از آن وقت اينها به اين
[١]. اطلاق فاسق بر مرتكب كبيره به معتزله اختصاص ندارد، بلكه اشاعره و اماميه نيز در اين اطلاق سهيمند بلكه دو فرقه اخير در اين اصطلاح از معتزله مقدمترند زيرا مرتكب كبيره نزد اين دو گروه نه كافر محسوب مى شود; و نه مشرك بلكه مؤمن محسوب مى شود به خلاف معتزله كه مرتكب كبيره نزد آنها نه كافر محسوب مى شود و نه مؤمن بلكه بين آن دو قرار مى گيرد.