فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٧٨
پرسيدم: آيا تو اين را از او شنيدى؟ گفت: آرى به پروردگار كعبه!
٤ ـ اسحاق بن اسماعيل طالقانى برايم روايت كرد كه وكيع براى ما روايت كرد كه جرير بن حازم از ابن سيرين از عبيده از على براى ما روايت كرد كه او گفت: پيامبر فرمود: به زودى گروهى خروج مى كنند كه در بين آنها شخصى ديده مى شود كه يكى از دستهايش كوتاه يا شبيه پستان زن يا معيوب است. اگر شگفت زده نمى شديد شما را خبر مى دادم از آنچه كه خداوند بر زبان پيامبرش وعده داد كسانى را كه با آنها مى جنگند. عبيده مى گويد: به طرف على رفتم و از او پرسيدم: آيا تو اين را از پيامبر شنيدى؟ گفت: آرى به پروردگار كعبه! آرى به پروردگار كعبه! وكيع مى گويد: مودن اليد به دست معيوب و مخدج اليد به دست كم گوشت و مثدون اليد به دستى كه موهاى زايد داشته باشد، مى گويند.
٥ ـ پدرم و ا بو خيثمه برايم روايت كردند و گفتند: اسماعيل بن ابراهيم براى ما روايت كرد كه ايوب از محمد از عبيده از على براى ما روايت كرد، گفت: على از خوارج ياد نمود و گفت: در بين آنها مردى است كه يكى از دستهايش معيوب يا كوتاه يا شبيه پستان زن است. اگر شگفت زده نمى شديد، خبر مى دادم از آنچه كه خداوند بر زبان محمد وعده داد به كسانى كه با آنها مى جنگند. پرسيدم: آيا تو اين را از محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)شنيدى؟ گفت: آرى به پروردگار كعبه! آرى به پروردگار كعبه!
٦ ـ پدرم برايم روايت كرد كه وكيع برايمان روايت كرد كه جرير بن حازم و ابو عمرو بن علا برايمان روايت كرد و آنها از ابن سيرين شنيده بودند. پس حديث را روايت كرد تا آنجا كه گفت: شبيه پستان زن.