فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٦ - مقدمه مؤلف     
سست و بى پايه است و ثانياً: انتخاب از مبدأ اسلامى سرچشمه نگرفته است. علاوه براين، طايفه اوس در بيعت با ابوبكر پيشدستى كردند تا خزرجيان اين فضيلت را نصيب نشوند.[١]
بدين ترتيب پس از رحلت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)امت دو فرقه شد و منشاء اختلاف هر دو فرقه، همان مسأله خلافت و رهبرى امت بود. با اين اختلاف و دو دستگى، جنگهاى خونينى بين طرفين قابل پيش بينى بود. اگر رهبرى حكيمانه امام على(عليه السلام)و سهمگيرى ايشان با خلفاء در كارهاى مهم و چشم پوشى از حقش نبود، در همان زمان خلفاء كار به كشتار و خونريزى مى كشيد; خصوصاً كه منافقين هر آن دنبال چنين فرصتى بودند و طرفين را عليه يكديگر تحريك مى كردند تا از آب گل آلود ماهى بگيرند. شواهد تاريخى مؤيد اين مدعاست و گواهى مى دهد كه شيوه هاى حكيمانه امام على(عليه السلام)اين نقشه هاى شيطانى را نقش بر آب كرد كه از آن جمله به نمونه زير اكتفا مى كنيم.
طبرى مى گويد: وقتى مردم با ابوبكر بيعت كردند، ابوسفيان نزد على آمد در حالى كه چنين مى گفت: به خدا سوگند دودى مى بينم كه جز خون چيزى آن را فرو ننشاند! اى تبار عبد مناف! ابوبكر را چه كار در كارتان؟ آن دو ضعيف، آن دو زبون، على و عباس كجايند؟ و به على گفت: يا اباالحسن! دستت را دراز كن تا با تو بيعت كنم. على(عليه السلام)امتناع كرد. ابوسفيان به اين شعر متلمّس، تمثل جُست:
لن يقيم على خسف يراد به