فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٢٨ - ٧ ـ تولى، تبرى، توقف     
تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ )[١] و پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود: مؤمن، وقّاف[٢] است. و منافق، وثّاب[٣] است.[٤]
ابو سعيد كدمى مى گويد: بدانيد ـ خداوند ما و شما را رحمت كند ـ ولايت و برائت دو فريضه اى است كه قرآن از آن سخن گفته و سنت بر آن تأكيد ورزيده است و سيره پيشوايان دين كه حجت هاى خدايند، آن را تأييد نموده است از جمله، اين كلام خداوند متعال بدان اشاره دارد: (قَدْ كَانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْرَاهِيمَ وَ الَّذِينَ مَعَهُ إِذْ قَالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآءُ مِنْكُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللهِ كَفَرْنَا بِكُمْ وَ بَدَا بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةُ وَ الْبَغْضَاءُ أَبَدًا حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللهِ وَحْدَهُ)[٥].[٦]
نيز مى گويد: مكلف حق ندارد هيچ يك از علما و فضلاى مخالفان را دوست بدارد هر چند امرشان براى او مجهول باشد. چنانچه خيال كرد كه آنها
[١] اسراء: ٣٦ «درباره چيزى كه نمى دانى اظهار نظر نكن.»
[١] وقّاف: كسى كه در شبهات زياد خوددار است، (م).
[١] وثّاب: كسى كه در شبهات زياد وارد مى شود، (م).
[١] صالح بن احمد صوافى: الامام جابر بن زيد ٢٥٨ ـ ٢٦٣ با تلخيص. لازم بود كه او قسم پنجمى را نيز ذكر نمايد و آن تولّى شخص معيّن به خاطر مطيع بودنش و تبرى از او به خاطر عاصى بودنش در وقتى كه طاعت يا معصيت از او صادر مى شود، مى باشد و شايد اين قسم را بدان سبب ذكر نكرده كه از قسم اول استفاده مى شود.
[١] ممتحنه: ٤ «به درستى كه براى شما ابراهيم و همراهانش اسوه خوبى است آنگاه كه به قوم خود گفتند: ما از شما و از آنچه كه به جاى خدا مى پرستيد بيزاريم. ما با شما مخالفت مىورزيم و ميان ما و شما دشمنى و كينه هميشگى پديد آمده است مگر آنكه به خداوند يگانه ايمان آوريد.»
[١] ابوسعيد كدمى: المعتبر ٢/١٣٤.