فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٠٤ -       جهت سوم مرتكب كبيره وخلودش در آتش     
خَطَأً وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَة...)[١] آنگاه مى فرمايد: (وَ مَنْ يَقْتُلْ مُؤْمِنًا مُتَعَمِّدًا فَجَزَاؤُهُ جَهَنَّمُ ...). پس آيه به حسب سياق به كافرى اختصاص دارد كه كشتن مؤمن را جايز مى داند، خصوصاً با توجه به اين فقره از آيه: (وَ مَا كَانَ لِمُؤْمِن أَنْ يَقْتُلَ مُؤْمِنًا) هر چند در اينجا نفى، تشريعى است: (براى مؤمن شايسته نيست كه مؤمن ديگر را به قتل رساند جز به خطا); نه تكوينى (قتل مؤمن از مؤمن صادر نمى شود) ليكن مى تواند قرينه باشد بر اين كه آيه سوم اختصاص به كافر دارد.
٣ ـ (بَلَى مَنْ كَسَبَ سَيِّئَةً وَ أَحَاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ فَأُولَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ) .[٢]
بررسى:
موضوعِ حكمِ به خلود، تنها كسى نيست كه مرتكب سيئه مى شود، بلكه موضوعش كسى است كه مرتكب سيئه شده و گناه، او را احاطه كرده است و مسلمان مؤمن وقتى كه گناه مى كند گناه او را احاطه نمى كند زيرا در قلب او نقطه سفيدى هست كه از آن، ايمان و اعتقاد به خداوند سبحان و انبياء و كتب آسمانى مى تراود.
[١] نساء: ٩٢ «شايسته مؤمن نيست كه مؤمنى را به قتل رساند مگر به خطا و اگر كسى مؤمنى را به خطا به قتل رساند پس يك بنده را آزاد كند...»
[١] بقره: ٨١ «آرى! كسانى كه مرتكب سيئه مى شوند و گناه آنها را فرا مى گيرد آنها اهل آتشند و در آنجا ماندگار خواهند بود.»