فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤١٧ - نامه عبدالله بن اباض به عبدالملك بن مروان     
و عقيده به آن را تغيير داد و از هواى نفس متابعت نمود.
از ديگر كارهاى او كه مورد نكوهش ماست اينكه او زمين را براى خود و نزديكان خود حمى[١] قرار داد. او حتى باران آسمان و رزقى را كه خداوند براى بندگانش نازل مى كرد براى خود و چهارپايان خود اختصاص داد در حالى كه خداوند مى فرمايد: «بگو آيا رزقى كه خداوند براى شما نازل كرده ديده ايد كه آن را حلال و حرام مى كنيد؟ يا آنكه خداوند چنين اجازه اى به شما داده؟ يا آنكه بر خدا افترا مى بنديد؟ آنهايى كه به دروغ به خدا افترا مى بندند درباره عذاب قيامت چه مى انديشند؟»[٢]
از كارهاى ديگر او كه مورد نكوهش ماست اين كه او اولين كسى بود كه به زكاتها دست درازى كرد، حال آنكه خداوند فرموده است: «زكاتها براى فقيران و مسكينان و مأموران جمع آورى زكات و جلب دلهاى ديگران به اسلام و آزادى بردگان و اداى دين دينداران و كارهاى خدا پسندانه و درماندگان در سفر مى باشد. اين فريضه خداست و خداوند دانا و حكيم است»[٣] و مى فرمايد: «هيچ مرد مؤمن و زن مؤمن حق ندارد وقتى خدا و پيامبرش كارى را كه واجب مى كنند
[١] وقتى گفته مى شود فلانى زمين را حمى قرار داده يعنى ديگران به آن نزديك نشوند و حمى علفزار و مرتع را گويند كه مردم از چراندن آن منع شود. امام شافعى در تفسير اين سخن پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) : «حمى تنها از آنِ خدا و پيامبر است» مى گويد: در جاهليت وقتى شخص سرشناسى با خانواده خود در جايى منزل مى كرد به اندازه شنيده شدن صداى سگ، آنجا را براى خود حمى قرار مى داد و ديگران را مانع مى شد و كسى حق چراندن آنجا را نداشت و همپيمانان قبيله در چراگاه هاى اطراف منزل مى كردند. پيامبر از اين نوع حمى كه در جاهليت مرسوم بود، نهى كرد. (مراجعه شود به دكتر حسن ابراهيم حسن: تاريخ الاسلام السياسى ج١، پاورقى ص٢٧٣).
[١] يونس: ٥٩ ـ ٦٠. ٣ . توبه: ٦٠ .