فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤١٨ - نامه عبدالله بن اباض به عبدالملك بن مروان     
اختيارى از خود (در برابر آن) داشته باشند و كسى كه خدا و رسولش را نافرمانى كند به گمراهى آشكارى گرفتار آمده است.»[١]
عثمان، مقرريهاى كه امير المؤمنين، عمر بن خطاب تعيين كرده بود از بين برد و هزار سهم از سهم اصحاب بدر را كم گذاشت و به جمع آورى سيم و زر پرداخت و از آن در راه خدا انفاق نكرد حال آنكه خداوند مى فرمايد: «آنهايى را كه سيم و زر مى اندوزند و از آن در راه خدا انفاق نمى كنند به عذاب دردناك مژده بده آن روز كه آن را در آتش جهنم گرم كنند و با آن صورتها و پهلوها و پشتهايشان را داغ كنند (و بگويند:) اين همان چيزى است كه براى خود اندوختيد پس بچشيد آنچه را كه ذخيره كرده ايد.»[٢]
از كارهايى كه او را بر آن نكوهش مى كنيم اين كه او هر گمشده اى را براى خودش برمى داشت و آن را به صاحبش برنمى گرداند و در صورت معلوم نبودن صاحبش آن را اعلام نمى كرد و اگر شتر و گوسفندى نزد ديگران مى يافت آن را مى گرفت هر چند صاحب آن، آن را با مصالحه مالك شده بود در حالى كه حكم خدا اين است كه مردم مى توانند مالى را كه مصالحه كرده اند مالك شوند و خداوند مى فرمايد: «در دادن مال مردم به آنان، كوتاهى نورزيد و براى فساد در زمين تلاش نكنيد»[٢] و مى فرمايد: «اموال يكديگر را از راه نامشروع نخوريد مگر آنكه تجارتى با رضايت شما انجام شود و خودكشى نكنيد. خداوند بر شما مهربان است. اگر كسى از روى تجاوز و ستم اين كار را انجام داد ما آتش را بر او خواهيم چشاند و اين كار بر خداوند آسان است.»[٤]
[١] احزاب: ٦٠ . ٢ . توبه: ٣٤ ـ ٣٥.
[١] هود: ٨٥ . ٤ . نساء: ٢٩ ـ ٣٠.