فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥١ -       حركت على به طرف بصره     
وقتى امام از ماجراى عثمان بن حنيف و نگهابانان خزانه آگاه شد، يكى از اصحاب را با نامه اى به سوى ابوموسى اشعرى فرستاد و از او خواست كه مردم را براى جنگ بسيج كند، اما او از خود سستى نشان داد و به وظيفه اش عمل نكرد با اينكه پيش از اين براى امام بيعت گرفته و امامت او را پذيرفته بود.
او خطاب به مردم گفت: اين پيشامد، فتنه بزرگى است كه در آن خوابيده بهتر از بيدار و بيدار بهتر از نشسته و نشسته بهتر از ايستاده و ايستاده بهتر از سواره است. پس شما ذخيره اى از ذخاير عرب باشيد. شمشيرها را در نيام كنيد و نيزه ها را كنار گذاريد و زه هاى كمان را ببريد. مظلوم و ستمديده را پناه دهيد تا اين قضيه به پايان رسد و نتيجه فتنه آشكار گردد.
وقتى على از اين دنائت و پستىِ ابوموسى اشعرى كه جنگ با ناكثين را فتنه شمرده بود، آگاه شد، نامه اى به دست هاشم بن هاشم مرقال به او فرستاد و نوشت: «من تو را براى آنچه هستى والى قرار نداده ام مگر اينكه در راه حق ياور من باشى....»
ابوموسى از همان اول، هواخواه عثمان بود. همانطور كه قبلا گذشت او تنها زمانى حاضر شد براى على بيعت بگيرد كه مردم براى بيعت بر او هجوم آوردند و او را ناچار به اخذ بيعت كردند. بر همين اساس او خود را كنار كشيد و مردم را بسيج نكرد و وقتى با سائب بن مالك اشعرى به مشورت پرداخت و سائب او را به متابعت از امام دعوت نمود، بازهم او به اين كار اقدام نكرد[١] و هاشم هم جريان خوددارى ابوموسى را از يارى كردن، به على(عليه السلام)گزارش داد.
وقتى براى امام روشن شد كه اين شخص حاضر نيست در راه صحيح گام
[١] طبرى: تاريخ ٣/٥٠٣.