فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٣٩ - ٧ ـ حكم زانى محصن     
نازل فرمود و از جمله چيزهايى كه بر او نازل شد، آيه رجم بود. من آن را خواندم و دركش نمودم و به خاطر سپردم. رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)رجم كرد; من هم رجم كردم. پس ترسيدم كه اگر زمان زيادى بر مردم بگذرد، كسى بگويد ما در كتاب خدا رجم را نيافتيم و آنگاه با ترك فريضه اى كه خداوند آن را نازل كرده است، گمراه شوند. پس اگر شخص همسردارى زنا كند چه مرد و چه زن در صورتى كه بينه عليه او اقامه شود يا از زنا حامله باشد يا بر زنا اقرار نمايد، به رجم محكوم مى شود. آنگاه خواند: «الشيخ و الشيخة اذا زنيا فارجموهما نكالا من الله و الله عزيز حكيم».[١]
ما در اين كه آيه رجم، از كتاب خداوند عزيز باشد، با خليفه موافق نيستيم. چگونه مى توانيم كلامى را از خدا بدانيم در حالى كه ساخته بشر از آن برتر است. او بخشى از قرآن حكيم را كه درباره حد سرقت وارد شده، سرقت كرده و با كلام خودش تركيب نموده است; در نتيجه كلامى عارى از فصاحت از آب در آمده است. اما در اينكه رجم در اسلام آمده، با خليفه موافقيم. امام على بن ابى طالب روز پنج شنبه زن پوستين دوز را تازيانه زد و روز جمعه او را رجم نمود و فرمود: بر اساس كتاب خدا او را تازيانه زدم و بر اساس سنت رسول او رجمش نمودم.
اما كلام خداوند سبحان: (الزَّانِيَةُ وَ الزَّاني فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِد مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَة)[٢] با اين منافات ندارد كه در بعضى موارد رجم با جلد همراه باشد زيرا آيه جز جلد، عقوبات ديگر را نفى نمى كند. تازه اين در صورتى است كه ما بگوييم جلد و رجم به طور مطلق بر شخص همسردار واجب است. اما اگر جمع
[١] ابن قدامه: المغنى ٩/٤.
[١] نور: ٢ «زن زناكار و مرد زناكار هر كدام را صد تازيانه بزنيد.»