فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٦٧ -       آيا خوارج، انصار و شيعه على بودند؟     
بودند؟ گفت: منافقان خدا را ذكر نمى گويند مگر اندكى و اينها خدا را زياد ذكر مى گفتند.[١]
بررسى:
اولا: روايتى از على(عليه السلام)درباره اينها وارد شده كه طبرى آن را اين گونه نقل مى كند: سياه روزها! زيانتان زد آنكه فريبتان داد. اصحاب عرض كردند: يا امير المؤمنين! چه كسى فريبشان داد. فرمود: شيطان و نفس بدخواه با آرزوها فريبشان داد و گناهان را برايشان زيبا جلوه داد و خبرشان داد كه پيروز خواهند شد.[٢]
ثانياً: فرض كنيم حديث درست باشد ليكن اين گروه، عصيانگران و طغيانگران و شوريدگان بر امام واجب الاطاعه بودند وعصيانگران نزد خود آنها كافر و نزد ما فاسق محسوب مى شود و كافر حرمتى ندارد و فاسق هم در موارد خاصى از بين برده مى شود خصوصاً اگر بر امامى بشورند كه او با بيعت امت به
امامت و خلافت رسيده است. خداوند سبحان مى فرمايد: (وَ إِنْ طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا فَإِنْ بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الأُخْرى فَقَاتِلُوا التي تَبْغِي حَتَّى تَفِىءَ إِلَى أَمْرِ اللهِ فَإِنْ فَاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطِينَ).[٣]
[١] صالح بن احمد صوافى: الامام جابر بن زيد ١٢٥ به نقل از قلهاتى: الكشف و البيان ٢٥١ ـ ٢٥٤.
[١] طبرى: تاريخ ٤/٦٦.
[١] حجرات: ٩ «و اگر دو گروه از مؤمنان با هم جنگيدند بين شان صلح كنيد و چنانچه يكى از آنها بر ديگرى تجاوز كرد با آن گروه متجاوز بجنگيد تا امر خدا را پذيرا شود و اگر پذيرا شد به عدل بين شان اصلاح نماييد و عدل را بپا داريد. خداوند عدالت پيشگان را دوست مى دارد.»