فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٢١ - نامه عبدالله بن اباض به عبدالملك بن مروان     
مى داديد به شما خواهد رساند»[١] و مؤمنان مى ديدند كه او مخاصمه جدال كنندگان حق و باطل را نديده گرفته و وعده خدا را درباره امتحان و آزمايش نمى پذيرد در حالى كه خداوند مى فرمايد: «آيا مردم مى پندارند همين كه گفتند: ايمان آورديم، به حال خود رها مى شوند و مورد آزمايش قرار نمى گيرند حال آنكه ما كسان قبل از آنها را آزموديم تا خدا بداند چه كسانى راست مى گويند و چه كسانى دروغ مى گويند.»[٢]
مؤمنان دريافتند كه اين گونه فرمانبردارى عثمان، فرمانبردارى از شيطان است. از اين رو از اطراف و اكناف نزد او آمدند و در حضور مهاجرين و انصار و در حضور تمامى همسران پيامبر اجتماع كردند و او را احضار نمودند و خدا را به او يادآور شدند و معصيت هايى را كه مرتكب شده بود به او گوشزد نمودند. او چنين وانمود كرد كه گفته آنها را قبول دارد و از اعمال ناشايست گذشته توبه كرده و به حق بازگشته است. مؤمنان از اين اعترافِ به گناه و توبه از آن و بازگشت به فرمان خدا استقبال نمودند و با او همراه شدند و از او پذيرفتند. مسلمانان موظفند وقتى كسى به حق باز مى گردد او را بپذيرند و با او همراه شوند تا وقتى كه او بر حق پايدار است.
وقتى مردم به اعتبار اينكه او حق را پذيرفته است پراكنده شدند، او عهدى را كه با آنان بسته بود شكست و از توبه اى كه كرده بود بازگشت و از دنبال آنها نامه اى به فرماندارش نوشت كه دست و پاى آنها را به خلاف (دست راست و پاى چپ و بالعكس) قطع كند. وقتى مؤمنان از نامه او و پيمان شكنى اش آگاه شدند برگشتند و او را بر اساس حكم خدا كشتند زيرا خداوند مى فرمايد: «اگر
[١] توبه: ١٠٥. ٢ . عنكبوت: ١ ـ ٣.