فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٤٤ - خلاصه بحث     
و بر همان كار كه بوديم هستيم والسلام.»[١]
انتظار مى رفت كه خوارج نداى على(عليه السلام)را اجابت نمايند و او را در برابر معاويه همراهى نمايند زيرا آنها بودند كه به على مى گفتند: «از گناهت توبه كن و از حُكمت دست بردار و با ما بيا تا پاى جان با دشمنانمان بجنگيم»[٢] اما متأسفانه آنها دعوت على را نپذيرفتند و در جوابش نوشتند: «اما بعد: خشم تو به خاطر خدا نيست بلكه به خاطر خودت است. پس اگر به كفر خود اعتراف كردى و سپس توبه نمودى، ما همراه تو خواهيم بود و گرنه، تو را به حال خود رها مى كنيم. خداوند خيانتكاران را دوست نمى دارد.» وقتى امام نامه آنها را خواند از آنان نااميد شد. صلاح در آن ديد كه آنان را به حال خود واگذارد و با افرادش به طرف شام حركت كند تا با شاميان روبرو شود و بجنگد. آنگاه به نخيله فرود آمد و بپا خاست حمد و ثناى الهى را به جا آورد و سپس فرمود: اما بعد: هر كس كه جهادِ در راه خدا را ترك نمايد و در كار خدا سستى كند، بر پرتگاه هلاكت قرار گرفته است مگر آنكه خداوند او را به نعمت خويش نجات بخشد. پس تقواى الهى پيشه كنيد و با كسانى كه به دشمنى خدا كمر بسته اند و مى خواهند نور او را خاموش نمايند، بجنگيد و با خطا كارانِ گمراهِ ستمگر بد كردار كه خوانندگان قرآن و فقيهان در دين و آگاهان به تأويل نبوده و در تاريخ گذشته اسلام نيز اهل اين كار نبوده اند، بجنگيد. به خدا سوگند اگر بر شما حاكميت يابند همانند كسرى و هرقل با شما رفتار خواهند كرد. زود باشيد و براى رفتن به سمت دشمنانِ مغربى خويش آماده شويد. براى برادرانتان در بصره هم پيام داده ام تا به شما
[١] طبرى: تاريخ ٤/٥٧.
[١] همان: ٥٣.