فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٤٣ - خلاصه بحث     
وقتى خبر حكم ظالمانه حكمان به امام رسيد، امام برخاست و طى خطابه اى چنين فرمود: آگاه باشيد! اين دو نفر كه شما آنها را به عنوان حَكَم برگزيده بوديد، حُكم قرآن را پشت سرشان انداختند و آنچه را كه قرآن ميرانده بود زنده كردند و هر كدام بيرون از هدايت خداوند، پيروى هواى خود كردند و بدون برهان روشن و بدون سنت جارى حُكم كردند و در حكم خود اختلاف كردند و هيچ يك از اين دو به حق راه نيافتند. پس خداوند و پيامبرش و مؤمنين صالح از آنان بيزارند. براى رفتن به طرف شام آماده شويد و مهيا گرديد. صبحگاهان ـ به خواست خدا ـ در پايگاه خود حاضر باشيد. آنگاه پايين آمد و به خوارج مستقر در كنار نهر نوشت: «بسم الله الرحمن الرحيم، از بنده خدا على امير المؤمنين به زيد بن حصين[١] و عبدالله بن وهب و همراهانشان. اما بعد: اين دو نفر كه ما آنها را به داورى پذيرفته بوديم خلاف كتاب خدا رفتار نمودند و بيرون از هدايت خدا، پيروى هواى خود كردند و به سنت عمل نكردند و حكم قرآن را به اجراء نگذاشتند. پس خدا و رسولش و مؤمنان از آنان بيزارند. وقتى نامه ام به شما رسيد، به سوى من بشتابيد كه ما به طرف دشمنان مشتركمان روانيم
[١] اين شخص از آنهايى بود كه حكميت را بر امام تحميل كردند و با مسعربن فدكى و بيست هزار نيروى مسلح با سلاحهاى برهنه، شمشيرها بر گردن نهاده در حالى كه پيشانيها از كثرت سجده پينه بسته بود نزد امام آمدند و او را نه امير المؤمنين كه به نام صدا زدند: اى على! وقتى تو را به كتاب خدا دعوت مى كنند اجابت نما ... وقعة صفين: ٥٦٠، عبارت آن قبل از اين گذشت.