فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٧٤ -       اوهامى چند پيرامون بنيانگذار مذهب     
قبل از دعوت به دينشان، حرام مى دانند و به همين خاطر ديگر خوارج از آنان تبرى جسته اند. آنها مى گويند: هر طاعتى، ايمان و دين محسوب مى شود و مرتكبين كباير موحدّند ولى مؤمن به حساب نمى آيند.[١]
بغدادى قريب اين مضمون را در كتابش نقل كرده است. او مى گويد: اباضيه خود به چندين فرقه تقسيم شده اند كه همگى در يك عقيده با هم شريكند و آن اين كه كفارِ اين امت ـ مراد، مخالفانشان از اين امت است ـ از شرك و ايمان برى هستند و آنان نه مؤمنند و نه مشرك ولى كافرند. شهادت مخالفان را مى پذيرند. كشتن مخفيانه را حرام و كشتن علانيه را جايز مى دانند. ازدواج با آنها و ارث آنها را جايز مى دانند. آنهاعقيده دارند كه مخالفانشان با مخالفت خود با خدا و رسولش در جنگند و متدين به دين حق نيستند.
آنها بعضى از اموال مخالفان را حلال و بعضى ديگر را حرام مى دانند. اسب و سلاح را حلال مى دانند اما طلا و نقره را اگر به غنيمت بگيرند به صاحبانشان برمى گردانند.
اباضيه خود، به چهار فرقه تقسيم مى شود:
حفصيه، حارثيه، يزيديه و اصحاب طاعت كه مراد از آن، طاعت خدا، نيست.
سپس مى گويد: يزيديه غلاتند چون قائلند كه شريعت اسلام در آخر الزمان نسخ مى شود.[٢]
[١] اشعرى: مقالات الاسلاميين ١٠٤ ـ ١٠٥.
[١] بغدادى: الفرق بين الفِرَق ١٠٣، سپس به تبعيت از شيخ اشعرى در مقالات ١٠٢ ـ ١١١، عقايد فرقه هاى اباضيه را ذكر مى كند. كسى كه خواهان تفصيل است بدانها مراجعه كند.