فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٦٤ -       ٣ ـ استمداد از افراد با نفوذ     
٢ ـ پيراهن خونين عثمان:
نعمان بن بشير نامه همسر عثمان را با پيراهن خون آلود او براى معاويه آورد. معاويه وقتى از مضمون نامه آگاهى يافت، مردم را جمع كرد و بر منبر رفت و پيراهن را به مردم نشان داد و آنچه را كه بر عثمان گذشته بود، يادآور شد. مردم به گريه آمدند و چنان شيون بپا كردند كه گويا نفسهايشان در مى آيد. آنگاه آنها را به خونخواهى عثمان فراخواند. مردم شام هم اعلام آمادگى كردند و گفتند: او پسر عموى توست و تو ولى او هستى و ما تو را در خونخواهى او يارى مى كنيم... آنگاه به عنوان امير با او بيعت كردند مگر عده اى كه خداوند آنها را از اين فتنه نگه داشت.[١]
٣ ـ استمداد از افراد با نفوذ:
على هنگام بازگشت از بصره به طرف كوفه، نامه اى به معاويه نوشت كه در آن، او را به بيعت خود فراخوانده بود واز بيعت مهاجرين و انصار و پيمان شكنى طلحه و زبير و جنگِ با آنان ياد كرده بود و از او خواسته بود مانند ديگر مهاجرين و انصار از او اطاعت نمايد.[٢]
وقتى معاويه نامه را خواند از عمروبن عاص نظر خواهى نمود. او گفت: «بزرگ مردم شام شرحبيل بن سمط كندى است و او با جرير، فرستاده على دشمن است. كسى را نزد او بفرست و با افراد مورد اعتماد خود، دل او را به دست آور تا بين مردم شايع كنند كه على عثمان را كشته است. فراموش نكن كه اين افراد بايد مورد اعتماد شر حبيل باشند چون اين كار، شاميان را به نفع تو
[١] ابن اثير: الكامل ٣/١٤١ اين مطلب را در آغاز جريان صفين نقل كرده است.
[١] طبرى: تاريخ ٣/٥٦٠ - ٥٦١.