فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٨٧ -       دلايل خوارج بر اينكه ارتكاب معاصى كفر است     
كسى كه به وجوب آن كفر بورزد. روشن است كسى كه وجوب حج را انكار مى كند، كافر است.
٢ ـ (فَلاَ وَ رَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ حَتَّى يُحَكِّمُوكَ فِي مَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاَ يَجِدُوا فِي أَنْفُسِهِمْ حَرَجًا مِمَّا قَضَيْتَ وَ يُسَلِّمُوا تَسْلِيًما).[١] گفته اند: خداوند سبحان به
خودش سوگند ياد كرده كه آنها ايمان نمى آورند مگر آنكه پيامبر را به داورى بطلبند و در برابر حكم او تسليم باشند و در قضاوت پيامبر، حرجى بر خود نيابند و روشن است كه به داورى طلبيدن غير از تصديق است بلكه يك امر خارجى است.[٢]
بررسى:
آيه درباره منافقين وارد شده است زيرا آنان در مرافعاتشان پيامبر را نديده مى گرفتند و به علماى يهود مراجعه مى كردند و با اينهم ادعاى ايمانِ به پيامبر و اعتقاد و تسليم در برابر او را داشتند. تا آنكه آيه نازل شد و فرمود كه اين ادعا از آنها پذيرفته نيست مگر آنكه اثر ايمان در زندگيشان ديده شود و اين اثر، همان به داورى خواندن پيامبر در مرافعات و منازعات و تسليم محض در برابر قضاوت او و احساس حرج نكردن در درون خود است و از ظاهر آيه همين معنى به دست مى آيد، نه بدان خاطر كه داورى چون عمل است و عمل جزء ايمان است. اين نظير آن مى ماند كه شخص وقتى از دوستى با كسى دم مى زند به او مى گويند: اگر تو راست مى گويى بايد اثر اين دوستى در تو ديده شود، پس فلان كار و فلان كار را انجام بده.
[١] نساء: ٦٥ «به پرودگارت سوگند كه ايمان نخواهند آورد مگر آنكه در نزاعشان تو را به داورى بطلبند و سپس از داورى تو در خود احساس ناراحتى نكنند و كاملا تسليم باشند.»
[١] ابن حزم ظاهرى: الفصل٣/١٩٥.