فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٢٩ -       اول آنچه كه شناخت آن در محدوده عقيده واجب است     
تفصيل واجب است و اينكه اگر اين شناخت نباشد شخص، مسلمان محسوب نمى شود. مى گويند: كسى مسلمان محسوب نمى شود مگر آنكه به شناخت خدا و پيامبرش(صلى الله عليه وآله وسلم)و آنچه كه محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)آورده، اجمالا اعتراف داشته باشد. دوستان خدا را دوست بدارد و از دشمنان خداـ جل و علا ـ بيزارى بجويد و آنچه را كه خداوند سبحان آن را حرام كرده و درباره اش وعيد داده ، مشخصاً و از روى تفصيل بداند و بشناسد.[١]
از بعضى از علماى ما، اماميه نيز اين نظر به دست مى آيد. علامه حلّى مى گويد: علما بر وجوب شناخت خدا و صفات ثبوتيه او و آنچه كه شايسته اوست و آنچه كه شايسته او نيست و نبوت و امامت و معاد، شناختى كه از روى برهان باشد; نه تقليد اجماع دارند.[٢]
در عين حال، بعضى از بيهسيه قائلند كه اقرار اجمالى (نه شناخت) به آنچه كه از ناحيه خداوند آمده است، كفايت مى كند.[٢]
از اباضيه نيز اين قول به دست مى آيد. محمد بن سعيد كدمى ـ يكى از علماى اباضيه در قرن چهارم ـ مى گويد: «بدانيد: مردم نبايد به هر آنچه كه محمد (صلى الله عليه وآله وسلم)بدان فرا خوانده است و همچنين جانشينان او به دين خدا دعوت نموده اند، جاهل بمانند و آن عبارت است از اقرار به خدا و اينكه او يكتاست و مانندى ندارد و اينكه محمد بنده و فرستاده اوست و هر آنچه كه محمد از طرف
[١] مراجعه شود به فصل نهم: فرقه سوم بيهسيه. ٢ . علامه حلى: الباب الحادى عشر٢.
[١] عقايد فرقه بيهسيه منسوب به ابى بيهس را در اين فصل ملاحظه كنيد; شايد مراد از كلمه «اجمالى» همان اعتقاد اجمالى به آنچه كه پيامبر آورده است، باشد كه در آن صورت بر معرفت تفصيلى دلالت ندارد ليكن ذيل آن كه صراحت در لزوم معرفت تفصيلى دارد، با آن منافات دارد.