فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٩٨ - ١ ـ قيام فروة بن نوفل     
پيمانِ صلح نيافت. چگونه مجبور به مصالحه نمى شد در حالى كه قبل از رويارويى با دشمن، شكست خود و خذلان ياران و غارت اموال خويش را به چشم ديد. به همين خاطر طى خطابه اى فرمود: «اى مردم عراق! سه چيز از شما به من رسيد: پدرم را كشتيد; به من ضربه زديد و مالم را به غارت برديد.»[١]
معاويه زمام حكومت را به دست گرفت و خوشحال بود از اينكه تمام موانع موجود بر سر راه رسيدن به اريكه قدرت برداشته شده است. اما او فراموش كرده بود كه بذرى كه در صفين براى درهم شكستن سپاه على(عليه السلام)پاشيده است، روزى رشد مى كند و محصول آن دشمن جانش مى شود زيرا وقتى حسن حكومت را به دست معاويه سپرد و مردم عراق با او بيعت كردند، سران خوارج كه تعدادى از آنها خود را در سپاه حسن جا زده بودند و تعداد ديگرى هم در جاهاى ديگر پراكنده بودند، از اين پيشامد خشمگين شدند چون آنها مى دانستند كه اين صلح كيان و هستىِ آنها را تهديد مى كند. به همين خاطر شمشيرها را حمايل كردند تا با نظام جديد مانند نظام سابق مبارزه نمايند. خوارج پس از قضيه حكميّت، على و معاويه را با يك ديد نگاه مى كردند هر چند قبل از جريان حكميّت، على(عليه السلام)را امام بر حق و عادل مى دانستند.
اينك اجمالى از بعضى از جنگهاى خوارج در عصر معاويه:
١ ـ قيام فروة بن نوفل:
طبرى مى گويد: در همان سال ٤١ هـ . خوارجى كه در زمان على(عليه السلام)در
[١] طبرى: تاريخ ٤/١٢٢، طبرى در اين جا پيمان صلح را ذكر نموده است، اما مشتمل بر تمامى بندهاى صلح نيست. براى تفصيل بيشتر به كتاب صلح حسن اثر شيخ راضى آل ياسين مراجعه شود.