فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٢٨ -       اول آنچه كه شناخت آن در محدوده عقيده واجب است     
و براى آنكه اتحاد و همبستگى مسلمانان از هم نپاشد و كفار، وجود اختلاف را در جامعه مسلمانان احساس نكنند و نتوانند اختلاف را بين امت محمدى گسترش دهند، مجبور به كتمان شده اند.[١]
٥ ـ آنچه كه شناخت آن به تفصيل واجب است
اين مسأله با مسأله دوم يعنى تشخيص حقيقت ايمان و اين كه آيا عمل، مقوّمِ اقلِ مراتب ايمان است يا نه؟ فرق دارد. روح بحث بر مى گردد به تشخيص چيزى كه در مجال عقيده و شريعت شناخت آن واجب است، به خلاف مسأله گذشته كه موضوعش تشخيص مفهوم ايمان بود و اينكه آيا ايمان قائم به عقيده است يا مركب از عقيده و ايمان است؟ پس اين دو مسأله با هم فرق جوهرى دارند بنابراين مى گوييم:
اسلام، عقيده و شريعت است. مقصود از اولى، شناخت و سپس التزام قلبى است و مقصود از دومى، شناخت و سپس التزام عملى است. تا اينجا حتى دو نفرى با هم اختلاف ندارند اما اختلاف در تعيين مقدارى است كه شناخت آن از باب مقدمه التزام قلبى به تفصيل واجب است. همين طور اختلاف در كمترين مقدارى است كه شناخت آن از باب مقدمه التزام عملى، به تفصيل واجب است و ما از هر دو امر بحث مى كنيم:
اول: آنچه كه شناخت آن در مجال عقيده واجب است:
از خوارج فرقه بيهسيه بر مى آيد كه شناخت تمامى عقايد اسلامى، به
[١] محمد على شهرستانى (ت ١٣٨٦): حاشيه اوائل المقالات ٩٦ به نقل از مجله المرشد ٢٥٢ ـ ٢٥٦.