فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٢٦ - ٤ ـ تقيه در قول و عمل     
البته! براى وجوب تقيه و جواز آن شروط واحكامى است كه علما در كتابهاى فقهى ذكر كرده اند و به همين خاطر در مواردى نظير كشتن مؤمن از روى تقيه يا ارتكاب حرامى كه موجب فساد بيشتر شود، تقيه را حرام دانسته اند. از اين رو بسيارى از بزرگان و سران شيعه را مى بينيم كه تقيه را در بعضى شرايط كنار گذاشته و جسم خود را براى بندهاى جور و پشت خود را براى چوبهاى ظلم آماده كرده اند. البته چه كسى كه تقيه در پيش گرفته و چه كسى كه آن را ترك كرده هر كدام پاداشى دارند و هر دو به وظيفه اى كه شرايط زمانى برايشان تعيين كرده، عمل كرده اند.
تاريخ از بسيارى از بزرگان شيعه كه تقيه را ترك گفته و جانهاى پاكشان را قربانى حق كرده اند، براى ما سخن مى گويد. شهداى «مرج عذراء» و فرمانده آنها صحابى بزرگوار، حجر بن عدى كه عبادت و پرهيزگارى او را نحيف ساخته و از فرماندهان سپاهيان اسلام در فتح شام بوده است، از آن جمله مى باشند.
باز از آن جمله است ميثم تمار، رشيد هجرى و عبدالله بن يقطر كه ابن زياد آنها را در زباله گاه كوفه به دار آويخت. اينها و صدها تن امثال اينها جانهاى عزيزشان در راه حق ناچيز دانستند و سنگ باطل را با سر شكستند بلكه عمل به تقيه را حرام يافتند. اگر آنها سكوت اختيار مى كردند و به تقيه عمل مى كردند، دين اسلام، دين معاويه و يزيد و زياد و ابن زياد و دين مكر، دين ستم، دين نفاق، دين نيرنگبازان و دين هر رذلى مى شد. اين كجا و دين بر حق اسلام كه دين سراسر فضيلت است، كجا؟ آنها فدائيان اسلام و قربانيان حق بودند و از همه بالاتر امام شيعه، ابو الشهداء حسين و ياران او كه سروران شهداء و پيشتازان اهل كرامتند، قربانى اين دين شدند.