فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٣٢ -       اول آنچه كه شناخت آن در محدوده عقيده واجب است     
موجب خلود در آتش مى شود، بيرون مى آورد، بعد از نشر شريعت و پس از هجرت پيامبر به مدينه منوره، تغيير نكرده است.
البته در شريعت، امورى هستند كه ثبوت آنها از طرف پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)به حد ضرورت رسيده است و در تحقق اسلام انكار نكردن آن شرط شده است (نه آنكه تصديق آن تفصيلا لازم باشد) ليكن اين، سبب نمى شود كه در مقوم ايمان تغيير حاصل شود زيرا در ايمان بيش از توحيد و تصديق پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)و اين كه او در رساندن آنچه كه بايد برساند، صادق بوده است، شرط نيست و شناخت تفصيلى اين امور لازم نيست و در غير اين صورت يكى از اين دو مشكل پيش مى آيد:
١ ـ آنهايى كه در مكه ايمان آورده بودند، اهل بهشت نباشند چون آنها ايمان (تفصيلى) نداشتند.
٢ ـ حقيقت ايمان پس از نشر شريعت با حقيقت ايمان در صدر اسلام فرق داشته باشد و هر دو امر همانطور كه مى بينيد، سست و بى پايه است.
البته چون اعتقاد به معاد و زندگى اخروى به مثابه سنگ زيرين دعوت اسلامى بلكه سنگ بناى دعوت تمامى اديان آسمانى است به طورى كه بدون اعتقاد به آن، دعوت، دعوت الهى گفته نمى شود، پس بايد در كنار شهادتين بدان معتقد شد زيرا از وقتى كه پيامبر اكرم براى هدايت مردم مبعوث شده، اين اعتقاد، در محتواى شهادتين ملحوظ بوده است.
روايت بخارى آنچه را كه در اين خصوص ذكر كرديم تأييد مى كند. متن روايت چنين است: