فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٢٢ - ٤ ـ تقيه در قول و عمل     
نواصبى او را كه بندگى شاهان و ستمگران را خوش داشتند و براى اقامه عدل و دين (به خيال خودشان) تلاش مى كردند، خوار گرداند. نظر اكثر امت در اين زمان بر وجوب قيام عليه شاهان مستبد و مفسد است. مردم عثمانى بر سلطان عبدالحميد خان قيام كردند و سلطنت او را بر انداختند و با فتواى شيخ الاسلام از حكومت خلعش نمودند.[١]
٤ ـ تقيه در قول و عمل:
ازارقه مى گويند كه تقيه هم در قول و هم در عمل حرام است. در عين حال نجديه آن را جايز مى دانند.[٢] چه بسا گفته شده كه همه خوارج تقيه را حرام مى دانند هر چند مؤمن مكره واقع شود و خطر جان برود.[٣]
بررسى: تقيه بر حسب تقسيمات احكام، بر پنج قسم تقسيم مى شود. يك قسم آن واجب و قسم ديگر حرام است. تقيه اگر براى حفظ جان، عرض و مالهاى ارزشمند باشد واجب است و اگر تقيه به مفسده بزرگى مثل نابودى دين و پنهان ماندن حقايق بر نسل هاى آينده منجر گردد، حرام است.
شيخ مفيد مى گويد: تقيه در دين در صورتى كه خوف جان در بين باشد،
[١] سيد محمد رشيد رضا: تفسير المنار ٦/٣٦٧ اى كاش! المنار (ت ١٣٥٤) تا آخر عمر اين خط را دنبال مى كرد. اين قصه سر دراز دارد. كسى كه خواهان تفصيل است به مناظرات او و سيد محسن امين (ت ١٣٧١) مراجعه نمايد تا پرده از زندگى و چند رنگى آن كنار زند و نيز به كشف الارتياب ٦٤ ـ ٦٧ مراجعه نمايد.
[١] مراجعه كنيد به فصل خوارج و آراء آنها.
[١] امام عبده: المنار ٣/٢٨٠ به قلم شاگردش سيد محمد رضا رشيد رضا و آنچه كه او ذكر كرده مذهب ازارقه است; نه نجديه. به زودى خواهيد دانست كه تقيه از تعاليم اباضيه است و اين تقيه سبب بقاء آنها شده است.