فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٣ -       حركت على به طرف بصره     
به ريختن خون هزاران مسلمان منتهى شد.
اينها همه نشانگر آن است كه پايدارى على(عليه السلام)در برابر خواسته آنان امر پسنديده اى بود و خدا و پيامبرش بدان راضى بودند و براى او جز خشنودى پروردگار و اجابت پيامبرش چيزى مطرح نبود.
٢ ـ ابوموسى اشعرى كه در قضيه تحكيم، كارها را به ضرر على پايان داد، از همان اول به خلافت امام راضى نبود و براى او بيعت نگرفت مگر آنگاه كه مردم بر او رو آوردند و او را ناچار به اخذ بيعت كردند. وقتى هم كه امام او را به بسيج مردم فرمان داد او مردم را از يارى على بر حذر داشت. تعجب اينجاست كه او در همين واقعه به روايتى كه از پيامبر شنيده تمسك جسته است كه او فرموده است: در آينده نزديك فتنه اى بپا مى شود كه در آن نشسته بهتر از ايستاده و ايستاده بهتر از رونده و رونده بهتر از سواره است.[١]
ما فرض مى كنيم كه او اين را از پيامبر شنيده است، آيا براى او شايسته بود كه بيعت مهاجرين و انصار را فتنه بخواند. اگر اين درست باشد - كه هرگز درست نيست مگر آنگاه كه رؤياها درست باشند - چرا بيعت با خلفاى گذشته فتنه نبود و نشسته بهتر از ايستاده نبود با آنكه ابوموسى خود در آن زمان جزء ايستادگان و فرماندار خليفه دوم و سوم بود. او پس از روآوردن مردم بر او براى بيعت، بيعت امام را گردن نهاده بود. وقتى كسى با شخصى به عنوان رهبر و امام بيعت مى كند، بر او واجب است كه از امام خود و حكومت او دفاع نمايد.
٣ ـ امام(عليه السلام)در اين گفتارش: «اين اولين مصيبت ما از تو نيست ما را از تو مصيبتهاست» اشاره به جنايتى داشت كه در آينده ابوموسى در قضيه تحكيم
[١] طبرى: تاريخ ٣/٤٩٨.