فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٧٠ - نصيحتى به اباضيه     
مسائل به جز دو مسأله ناچيز و بى اهميت، همعقيده ايد، بايد صدايتان را به حقيقت خواهى بلند كنيد و بر اين مسلكها خط بطلان بكشيد و مسلك جديدى را در پيش بگيريد.
٢ ـ چنانچه حد فاصل بين شما و ساير مسلمانان همان دو امر مذكور است پس چه بهتر كه بر اين دو امر نيز خط كشيده شود. اگر قريشى بودنِ امام شرط باشد، اين شرط خلافت اسلامى و امامت دينى است و چقدر مسلمانان از اين مقصود بدورند؟ اباضيها چگونه مى توانند امامى را بدون وابستگى قومى برگزينند در حالى كه خود آنها در بين ساير اقوام مسلمان در نهايت نژاد پرستى به سر مى برند. جالب است كه خود شيخ على يحيى معمر اين مطلب را متوجه شده و گفته است:
«در حال حاضر مسير زندگى، بعضى از اين اعتبارات را كه سياست وارد موضوع كرده، از بين برده است و براى همه مردم روشن شده است كه دردسرهايى ناشى از شرط تعيين امام با وصيت و يا هاشمى و قريشى بودن او يا عربى بودن و معصوم بودن او و يا جايز نبودن عزل او در صورت انحراف، كه همه اين جوانب سبب اختلاف مسلمانان شده، امروز ثابت شده تفصيلات بى معنايى هستند و ربطى به موضوع امامت ندارند.»[١]
هر چند او در مطالب مذكور زياده روى كرده است چون مسأله وصيت آن طور كه او خيال كرده، نيست زيرا مسلمانان بايد پس از رحلت پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)از چگونگى انتخاب خليفه بحث كنند كه آيا او كسى را وصى قرار داده يا اينكه كار را بر عهده امت واگذار نموده است اما غير از مسأله وصايت، ساير مسائل،
[١] على يحيى معمر: الاباضية بين الفرق الاسلامية ٢/١٥٠.