فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٥٩ -       ١ ـ عكرمه بربرى ابو عبدالله مدنى برده بن عباس     
آنها در قرون اوليه، باقى مى ماند كه آن را در بحث آينده كه تحت عنوان «نتيجه» بيان نموده ايم، ملاحظه مى نماييد.
نتيجه:
سران خوارج در قرنهاى اول
پيش از اين با شخصيتهاى معروف اباضيه آشنا شديد. در اينجا به شخصيتهاى ديگر خوارج اشاره مى شود. ما در اين جا آنهايى را كه معروف هستند، ذكر مى كنيم; هرچند حكم به خوارج بودنشان نياز به تتبع بيشترى دارد زيرا شهرت در اينجا بيشتر از گمان چيزى را به دست نمى دهد و چه بسا از روى كينه و خيره سرى، شخصى به خوارج نسبت داده شده باشد در حالى كه او از آنها نباشد. به هر تقدير، ابن ابى الحديد تنى چند را كه عقيده خوارجى داشته اند، نام برده كه ما بعضى از آنها را ذكر مى كنيم:[١]
١ ـ عكرمه بربرى (ت/١٠٥):
ذهبى او را چنين توصيف مى كند: او يكى از پيمانه هاى علم است. درباره او از آن جهت كه او صاحب نظر بوده، سخن گفته اند; نه از آن جهت كه او چيزهايى را از ديگران فرا گرفته است. به همين خاطر به خوارجى بودن متهم شده است. گروهى او را توثيق نموده اند و بخارى به او اعتماد نموده است. اما مسلم از او فاصله گرفته و از او كم سخن گفته و در كنار ديگران از او ياد كرده است. مالك از او رو برتافته و دورى جسته است و تنها در يك يا دو حديث از او
[١] ابن ابى الحديد: شرح نهج البلاغه٥/٧٦.