فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٥٣ -       ديگرى گناه كرده و شما مرا مجازات مى  كنيد     
حاصل:
هدف از پذيرش حكميّت و موافقت صلح آن نبود كه امام خودش را از خلافت عزل كند و كار را به حَكَمان واگذارد تا امت اسلامى ديگر بار خليفه انتخاب نمايند بلكه هدف از آن فراهم نمودن فرصت براى حَكَمان بود تا بتوانند در پرتو كتاب و سنت در حق ستمگر كه حكمش در كتاب عزيز[١] آمده و درباره آنچه كه پسر ابى سفيان، در خصوص شخص على ادعا مى كرد، قضاوت كنند. چون پسر ابى سفيان، چنانكه از بعضى از نامه هايش به امام بر مى آيد، مى گفت كه با امام بيعت نخواهد كرد مگر پس از آن كه قاتلين عثمان قصاص شده باشند.
امام در جواب او مى فرمايد: «درباره قاتلين عثمان بيش از حد سخن راندى پس بيا داخل شو در آنچه كه ساير مسلمانان داخل شده اند سپس آن را نزد من به محاكمه آور تا من تو و آنها را بر كتاب خدا عرضه بدارم اما آنچه كه تو مى خواهى همان نيرنگى است كه درباره كودك بازگرفته شده از شير در اول بازگرفتنش از شير به كار مى گيرند.»
معاويه در نامه اش به امام، اينگونه سخن گفته است: «قاتلين عثمان را به من تحويل ده. آنها افراد تو و از دوستان صميمى تو و از اطرافيان توست.»[٢]
پسر ابوسفيان در ظاهر، قاتلين عثمان را مى خواست ولى در باطن راه رسيدن به خلافت را هموار مى كرد و چه بسا اگر امام او را بر شام مى گماشت به همان قانع مى شد.[٢]
با اين بيان، بطلان سخن نويسنده آشكار مى گردد كه مى گفت: «بيعت على
[١] حجرات: ٩. ٢ . ابن ابى الحديد: شرح نهج البلاغه١٧/٢٥٣.
[١] همان مدرك و تفصيل آن قبلا گذشت.