فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٤٤ -       فتواهاى خلاف كتاب و سنت     
اباضيه تقليد در مسائل احكامى و اعتقادى و حتى تقليد از علماى خودشان را جايز نمى دانند و مشهور است كه گفته اند: آنها مردمان تقييدند; نه تقليد يعنى آنها به كتاب و سنت و آنچه كه سالفان صالح بدان مقيد بودند، تقيّد و پايبندى دارند و از صاحبان مذاهب و آراء تقليد نمى كنند مگر آنكه آراء آنها موافق كتاب و سنت باشد.[١]
مذهب اباضيه، همانگونه كه نويسنده آن را معرفى كرده است بر ادلّه شرعى و عقلى تكيه مى كند و از اين رو عقل را همانند كتاب و سنت حجت مى داند و كسى كه كتابهاى اعتقادى و فقهى آنها را بررسى كرده است اين امر بر او پوشيده نيست. در همان قرنهاى آغازين بين آنها و حتى بين مخالفان آنها معروف بوده است كه مى گفتند: در شروع تكليف، عقل از نقل كفايت مى كند.
شيخ مفيد(ره) رئيس شيعه در قرن چهارم، مى گويد:
«اماميه متفقند كه عقل در كشف علمى و نتيجه گيرى خود به سمع (دليل نقلى) محتاج است و از سمع، كه انسانِ بى خبر را با شيوه استدلال آگاه مى نمايد، جداشدنى نيست و در آغاز و شروع تكليف ناچار پيامبرى در جهان لازم است. اهل حديث در اين عقيده با اماميه شريكند ولى معتزله و خوارج و زيديه خلاف آن را مى گويند. آنها مى گويند: عقل به تنهايى و بدون سمع و توقف، كاربرد دارد. اما معتزله هاى بغداد وجود پيامبر را در آغاز تكليف شرط مى دانند.»[٢]
اينگونه تكيه كردن بر عقل، نوعى افراط در حجيت آن است مگر در اصل معرفت كه در آن عقل به تنهايى از باب دفع ضرر محتمل و مانند آن كفايت
[١] دكتر رجب محمد عبدالحليم: الاباضية فى مصر و المغرب ٨٥ ـ ٦١.
[١] شيخ مفيد(٣٣٦ـ٤١٣): اوائل المقالات١١ـ١٢.