فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٦٩ -       تلاش و كوشش  هاى على(ع) براى خاموش كردن آتش فتنه     
كردن اين فتنه تشويق و ترغيب كردند.
عمار گفت: اى امير مؤمنان! اگر مى توانى كه يك روز هم درنگ ننمايى، پس دست به كار شو و قبل از آنكه آتش فتنه شعله ور شود و قبل از آنكه آنان در خرابكارى و تفرقه افكنى همدست شوند، كار را يكسره كن و به جاده هدايت راهنمايى شان نما. اگر پذيرفتند كه راه نجات يافته و سعادتمند شده اند و اگر امتناع ورزيدند و جز به جنگ راضى نشدند، به خدا سوگند در اين هنگام جنگيدن و جهاد با آنها تقرّب و نزديكى به خداست و اين عزت و افتخار ماست.
سهل بن حنيف گفت: اى امير مؤمنان! با هر كس صلح كنى صلح مى كنيم و با هر كس بجنگى مى جنگيم. نظر ما نظر توست و ما پنجه دستان تو هستيم.
سخنانى شور آفرين و جملات تشويق آميز براى مبارزه و جلوگيرى از شعلهور شدن آتش فتنه گفته شد. وقتى امام اين سخنان صادقانه و اسلام خواهانه را شنيد، برخاست و خطبه اى ايراد نمود. حمد و ثناى خداوند را به جا آورد و آنگاه فرمود: بشتابيد به سوى دشمنان خدا! بشتابيد به سوى دشمنان سنت و قرآن! بشتابيد به سوى بازماندگان احزاب و قاتلان مهاجرين و انصار![١]
مسعودى مى گويد: على(عليه السلام)در پنجم شوال سال ٣٦ هـ .ق. به سوى شام حركت نمود و ابومسعود، عقبة بن عمرو انصارى را در كوفه به جاى خود نشاند و در مسيرش از مداين عبور نمود. آنگاه به «أنبار» و از آنجا وارد «رقه» شد. در آنجا پلى ساختند كه از روى آن به طرف شام عبور نمودند. در اين كه تعداد سپاه امام چند نفر بوده، اختلاف است و آنچه كه مورد توافق همه است اين است كه تعداد آنها نود هزار نفر بوده است.
[١] ابن مزاحم: وقعة صفين ٩٢ - ٩٣.