فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٦٧ -       ٤ ـ نامه  ها معاويه براى افراد موجه     
به سعدبن وقاص نوشت: «اما بعد: بهترين و سزاوارترين ياران عثمان، شاميان و آنهايى هستند كه حق او را مرعى داشتند و بر ديگران[١] ترجيحش دادند. قبل از اين طلحه و زبير به يارى او برخواستند و آنها از شريكان تو در شورا و در تعيين خليفه و از همفكران اسلامى تو بودند.»
در نامه اى ديگر به محمد بن مسلمه كه طى آن او را در يارى نكردن عثمان نكوهش كرده بود، نوشت:
«چرا اهل قبله را از درگيرى و كشتار همديگر مانع نشدى و يا آنكه عثمان و اهل دار را مسلمان نمى دانى....»[٢]
همه اين امور از شيوه هاى نيرنگبار معاويه حكايت دارد كه بخشى از آن در تاريخ ثبت شده است. او با دروغ پردازيها و نامه پراكنى هايش قلبها را كور و گمراه مى كرد. ابتدا با طلحه و زبير بيعت كرد. وقتى كار آنها از هم پاشيد، مى خواست عبدالله بن عمر را در امر خلافت پيش اندازد چنانچه رويگردانىِ ابن عمر از عثمان و يارى نكردنش مانع اين كار نمى شد. همه اين كارها در راستاى ايجاد بدبينى و تفرقه مسلمانان انجام مى گرفت.
ابن عمر با همه كوته فكرى كه داشت، نيات شوم معاويه را خوب مى دانست از اين رو صادقانه به او نوشت: «من هيچگاه با على، نه در اسلام و نه در هجرت و نه در محبوبيتِ نزد پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)، برابر نيستم.»
سعد بن ابى وقاص هم در جواب نامه معاويه نوشت: «اصحاب شورا هيچ
[١] منظورش سعدبن وقاص است كه در شوراى تعيين خليفه كه پس از قتل عمر و به فرمان او تشكيل شده بود، به نفع عثمان رأى داد.
[١] ابن قتيبه دينورى: الامامة و السياسة ١/٩٢ - ٩٣.