فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٩٠ - آيا تعصب قبيله  اى، اشعث را به مخالفت واداشته بود؟     
پيدايش خوارج و ظهورشان در ميدان نبرد شد. دليل اين مدعا آن است كه اشعث در انتخاب عبدالله بن عباس بر على اعتراض كرد و او را همتاى او دانست و گفت: سوگند به خدا هرگز تا قيامت در اين جريان دو نفر از مضريان حكميّت نخواهند كرد. بايد حكم را از اهل يمن انتخاب كنى زيرا شاميان فردى را از مصر برگزيده اند.
على فرمود: مى ترسم كه يمنىِ شما فريب بخورد چون عمرو وقتى چيزى را مطابق ميل و خواسته اش بيابد پرواى خدا را ندارد. اشعث گفت: سوگند به خدا اگر حكمان بر خلاف خواسته ما حكم كنند و يكى از آن دو يمنى باشد، براى ما گواراتر است تا آنكه طبق ميل ما حكم شود و هر دو حَكَم از مضريان باشند.[١]
پشت كردن اشعث به على(عليه السلام)و ايجاد هرج و مرج در بخش اعظم از سپاه را به اين عامل نفسانى تحليل كردن جداً نادرست است هر چند ما منكر آن نيستيم كه اين عامل نيز در نيّات و كارهايى كه اشعث مى كرد سهيم بوده است و نادرست تر از آن نسبت دادن پيدايش خوارج در صحنه جنگ به تعصب قبيله اى است كه بگوييم تعصب قبيله اى باعث جنبش خوارج شد و تعصبِ ضد قريش و ضد رهبرى آن كه آن روز در حكومت علوى وحدت يافته بود، سبب اين حركت ويرانگر شد زيرا ما در صفوف خوارج حتى يك قريشى را نمى يابيم بلكه عكس آن را مى بينيم. براى همين آنها پرچم طغيان را عليه رهبرى شان بر مى افراشتند.[٢]
[١] دكتر نايف معروف: الخوارج فى العصر الاموى ٢٥، آنچه را كه او از اشعث نقل كرده، ابن مزاحم در وقعة صفين ص ٥٠٠ ذكر كرده است.
[١] دكتر نايف معروف: الخوارج فى العصر الاموى ٢٨.