فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٨٣ -       جهت دوم آيا مرتكب معاصى مؤمن است يا كافر؟     
آثارش پنهان مى ماند امّا عمل، از مظاهر ايمان; نه از مقومات آن، است و اين معنى از بسيارى از آيات به دست مى آيد. خداوند سبحان مى فرمايد: (كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الإِيمَانَ)[١] و مى فرمايد: (وَ لَمَّا يَدْخُلِ الإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ )[٢] و مى فرمايد: ( وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمَانِ) .[٣]
آيات طبع و ختم تأكيد دارند كه جايگاه ايمان در قلب است. خداوند سبحان مى فرمايد: (أُولَئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَ سَمْعِهِمْ وَ أَبْصَارِهِمْ وَ أُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ)[٤] و مى فرمايد: (وَ خَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَ قَلْبِهِ وَ جَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَةً فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللهِ أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ).[٥]
مُهر، بر چشم و گوش نهاده مى شود چون اينها ابزار معرفتند و قلب از آن استفاده مى كند.
البته اين كه قلب مركز ايمان است و اين كه عمل، عنصر مقوّم ايمان نيست بدان معنا نيست كه صرف تصديق قلبى براى نجات انسان در حيات اخروى كافى باشد بلكه بدان معناست كه تصديق قلبى انسان را از زمره كافران ـ كه ويژگيها و احكام خاص خود را دارند ـ خارج مى سازد و در نتيجه خون و مالش محترم و ذبيحه اش حلال مى شود و ازدواج با آنها مشروعيت مى يابد و همين
[١] مجادله: ٢٢ «آنان كسانى اند كه ايمان در قلبهايشان نوشته شده است.»
[١] حجرات: ١٤ «و هنوز ايمان در قلبهايشان جاى نگرفته است.»
[١] نحل: ١٠٦ «در حالى كه قلبش به ايمان استوار است.»
[١] نحل: ١٠٨ «آنها كسانى هستند كه خداوند بر قلبها و گوشها و چشمهايشان مهر زده است و آنان همان غافلانند.»
[١] جاثيه: ٢٣ «خداوند بر گوش و دل او مهر زده و بر چشمانش پرده قرار داده پس چه كسى مى تواند غير از خدا كه او را هدايت نمايد آيا متذكر نمى شويد.»