فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٢١ - ٥ ـ مرتكب كبيره كافر نعمت است نه كافر دين     
نام معروف و مشهور گشتند. خداوند متعال فرمود: (الْمُنَافِقُونَ وَ الْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُمْ مِنْ بَعْض يَأْمُرُونَ بِالْمُنْكَرِ وَ يَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَ يَقْبِضُونَ أَيْدِيَهُمْ نَسُوا اللهَ فَنَسِيَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ هُمُ الْفَاسِقُونَ)[١] اين شهرت به حدى رسيد كه كلمه نفاق و منافق علامت آنها شد كه اگر گاهى به كار مى رفت به آنان انصراف مى يافت.
اشكال در اين جا اشكال لغوى و اختلاف در آن، لفظى است و نتيجه اين مى شود كه اگر كسى بر معصيت الهى اصرار ورزيد به همان كيفرى مجازات مى شود كه كافر بدان كيفر، مجازات مى شود. اما رفتار مسلمانان با كسى كه در امر خدا راه فسق در پيش گرفته يا در دين خدا نفاق ورزيده يا نعمتهاى خدا را كفران نموده است رفتار با گناهكار بى مبالاتى است كه بايد او را ارشاد نمود تا به دين خدا باز گردد و از فرامين الهى متابعت نمايد و از لجاجت و عناد با خدا و پيامبر دست بردارد و اگر او همچنان به گناه ادامه داد و تكبر ورزيد و مغلوب شيطان گرديد تبرى از او واجب مى شود.[٢]
بررسى:
اولا: محكّمه اولى از كفر جز خروج از دين چيزى اراده نمى كردند و به امير المؤمنين مى گفتند: از كفرت توبه كن و او در جوابشان مى فرمود: آيا پس از ايمانِ به خدا و جهاد در كنار پيامبر خدا، خود را كافر بدانم. اگر چنين كنم، گمراه شده ام
[١] توبه: ٦٧ «مردان منافق و زنان منافق از يكديگرند. به منكر توصيه مى كنند و از معروف باز مى دارند و از انفاق، دستانشان را باز مى گيرند. آنان خدا را فراموش كرده و خداوند آنها را فراموش كرده است همانا منافقان، فاسقانند.»
[٢]. على يحيى معمر: الاباضية فى موكب التاريخ، الحلقة الاولى ٨٩ ـ ٩٢.