فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٨٨ -       نظر ما در موضوع     
فرمود: پيامبر با من عهد نمود كه تو را كسى جز مؤمن، دوست نمى دارد و جز منافق دشمن نمى دارد.[١]
همين مطلب را نسايى در خصايصش به چندين طريق نقل نمود.[٢]
حافظ بن عساكر همين مطلب را در تاريخش با سندهاى متعدد به ١٨ طريق نقل كرده است.[٣] بنابراين اينها (محكمه اولى) محكوم به نفاق و مخلّد در آتشند و فرمايش پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)درباره ذوالخويصره، سرسلسله خوارج، شامل اينها نيز مى شود. پيامبر درباره او فرمود: به زودى او پيروانى خواهد داشت كه دين را با افكار خام خود مى سنجند و از دين بيرون مى روند مانند تيرى كه بر صيد نشيند و از آن بيرون رود.[٤]
مبرّد در الكامل نقل مى كند كه على(t) از يمن ظرف طلا كارى شده اى را نزد پيامبر آورد. پيامبر آن را چهار قسمت نمود: يك قسمت آن را به اقرع بن حابس مجاشعى و يك قسمت را به زيد الخيل الطايى و يك قسمت را به عيينه بن حصن غزارى و يك قسمت را به علقمه بن علاثه كلابى داد. مردى آشفته حال باچشمان برگشته و چهره برافروخته بلند شده نزد پيامبر آمد و گفت: مى بينم كه در اين تقسيم رضاى خدا در نظر گرفته نشده است. پيامبر از اين سخن چنان بر آشفت كه گونه هايش سرخ شد و فرمود: خداوند مرا بر مردم امين قرار داده
[١] احمد بن حنبل: المسند ١/١٢٧، حديث ٩٤٨ و فضائل الصحابه ٢/٥٦٣ در اين كتاب در چندين موضع اين مطلب ذكر شده است. نگاه كنيد به حديث ٩٧٩، ١٠٥٩، ١١٤٦.
[١] حافظ ابوعبدالرحمن نسائى: الخصائص ١٨٧.
[١] ابن عساكر: تاريخ مدينة دمشق، شرح حال امام على بن ابى طالب ٢/١٩٠ ـ ١٩٩.
[١] ابن هشام: السيرة النبوية ٤/٤٩٦، ابن اثير: الكامل ٢/١٦٤.