فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥١٥ -       دوم ـ در لزوم قيام عليه حاكم ستمگر     
است و در غير اين صورت در اين باره سخن ديگرى هست كه اين مقام جاى تفصيل آن نيست.
اما سيره، در بحث از مقام دوم روشن مى شود.
دوم ـ در لزوم قيام عليه حاكم ستمگر:
١ ـ بيشتر اهل سنت، قيام را حرام مى دانند. امام حنبليان در رساله سابقه اش مى گويد: «جنگ با امراء، نيكوكار باشند يا بدكردار تا روز قيامت مختومه است. اقامه حدود به پيشوايان واگذار شده و هيچ كس حق ندارد آنها را سرزنش كند يا با آنها نزاع نمايد.»[١]
٢ ـ شيخ ابو جعفر طحاوى مى گويد: «قيام عليه پيشوايان و حاكمان را هر چند ستمگر باشند، جايز نمى دانيم.»[٢]
٣ ـ امام اشعرى در بيان عقيده اهل سنت مى گويد: «و آنها معتقدند كه مسلمانان بايد پيشوايان را به صلاح دعوت نمايند و حق ندارند شمشير به رويشان بكشند.»[٢]
٤ ـ امام بزدوى مى گويد: «اگر رهبر فاسق شد، بايد او را به توبه دعوت نمود و قيام عليه او جايز نيست چون قيام باعث فتنه و فساد در عالم مى شود.»[٤]
٥ ـ باقلانى پس از ذكر فسق رهبر و ستم او كه در اثر غصب اموال و ضرب و شتم افراد و كشتن افراد بى گناه و تضييع حقوق و تعطيل حدود تحقق مى يابد، مى گويد: «رهبر با اين امور خلع نمى شود و قيام عليه او واجب نمى گردد بلكه
[١] منبع آن قبلا ذكر شد. ٢ . قبل از اين به منبع آن اشاره كرديم.
[١] ابوالحسن اشعرى: مقالات الاسلاميين ٣٢٣. ٤ . امام بزدوى: اصول الدين ١٩٠.