فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٠٢ - ديدگاه ديگرى درباره مفهوم خوارج     
حالى كه پيامبر اكرم به او اشاره كرده و فرموده است: «به زودى از اعتراض اين شخص گروهى خروج مى كنند كه از دين خارج مى شوند...» با آنكه او از اصحاب ردهّ نبود بلكه از محكّمه اولى بود و چگونه مى توان مفهوم خوارج را به انقلابهاى پس از خلافت امام على(عليه السلام)تفسير كرد با آنكه پيامبر اكرم فرمود: يا على! تو با ناكثين و قاسطين و مارقين خواهى جنگيد و امام پس از جنگ با اصحاب جمل (ناكثين) و اصحاب معاويه (قاسطين) جز با محكمه اولى نجنگيد. به عقيده من اين استدلالات پوچ و واهى، بيشتر به چنگ زدن غريق به خس و خاشاك شبيه است. چه خوب است كه علماى متفكر اباضيه كه درا ين عصر، عصرى كه باطن ها به ظهور رسيده و حقيقت ها جلوه گر شده و پرده هاى جهالت از آسمان معرفت زدوده شده، زندگى مى كنند عقايدشان را بر كتاب و سنت و معيارهاى صحيحى چون اجماع و عقل عرضه دارند، شايد به شاهراه حقيقت راه يابند و از جاده ضلالت به در آيند. پس بهتر است كه آنها طبق آنچه كه از كتاب و سنت به آنها رسيده، در پرتو اجتهاد صحيح، عمل كنند و درباره مسأله حكميت تجديد نظر نمايند; همانگونه كه درباره محكّمه اولى تجديد نظر كرده اند تا شايد راهى در پيش گيرند كه تعصب و تساهل در آن نباشد.
(وَ لَوْ أَنَّهُمْ فَعَلُوا مَا يُوعَظُونَ بِهِ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ وَ أَشَدَّ تَثْبِيتًا).