فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٦٢ -       سياستهاى معاويه     
تمام شد، قاتلان عثمان و خونخواهى او را فراموش كرد و اين كار از سياستمدارانى كه در رفتار خود به هيچ آيينى پايبند نيستند و براى رسيدن به هدفهاى شخصى خود شعارهاى فريبنده سر مى دهند، بعيد نيست.
از اينجا مى توانيد به دسيسه ها و كارهاى شيطانى او پى ببريد چون او با شعار خونخواهى عثمان مخالفت خود را آغاز نمود. امام در يكى از نامه هايش او را تخطئه كرده و در بخشى از آن مى گويد: «درباره قاتلان عثمان فراوان سخن راندى، پس آنچه را كه مردم پذيرفته اند بپذير، آنگاه داورى آنان را به من واگذار تا بين تو و آنان حكم كتاب خدا را اجرا نمايم.»[١]
تا اينجا به اين نتيجه رسيديم كه بزرگترين هدف معاويه از برافروختن آتش جنگ، همان باقى ماندن بر اريكه قدرت و به دست گرفتن خلافت پس از على بود و ديگر هيچ نيازى به عنوان كردن خونخواهى عثمان و مانند آن نداشت. از اين رو لازم است كه از سياستهاى او در اين جنگ خانمانسوز كه خودخواهى هاى او آن را شعله ور ساخت، آگاه شويم.
سياستهاى معاويه:
اصحاب پيامبر اكرم از روز اول، خلافت را بر عهده على گذاشتند و در قول و عمل تأييدش نمودند و تنها عده قليلى كه تعدادشان از انگشتان دست تجاوز نمى كرد[٢] از بيعت امتناع ورزيدند و از طرفى هم آن سابقه اسلام و جهادِ در راه خدا و خويشاوندى نزديك كه على با پيامبر داشت، معاويه نداشت. از اين رو معاويه ناچار به يك سرى سياستهاى شيطانى متوصل شد تا در برابر على
[١] رضى: نهج البلاغه نامه /٦٤، مبرّد: الكامل ١/١٩٤.
[١] ابن اثير: الكامل ٣/٩٨، او اسامى اين افراد را ذكر كرده است.