فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٥٦ - فرقه سوم بيهسيه     
خدا دشمن باشد و از محرمات الهى كه درباره اش وعيد داده شده، دورى نمايد. پس انسان مجاز نيست عملى را انجام دهد مگر آنكه به آن علم داشته باشد و مشخصاً آن را بشناسد و تفسيرش را بداند.
بعضى از موارد را سزاوار است كه عنوان آن را بداند و اگر تفسير و مصداق عينى آن را نداند باكى نيست مگر آنكه به آن مبتلا شود. بنابراين هرآنچه را كه نمى داند نبايد انجام دهد و چيزى را بدون شناخت انجام ندهد.
در مقابل بيهسيه، نظر ديگرى هست كه مى گويد: انسان با شناخت از وظيفه دين، مسلمان مى شود به اين معنى كه شهادت دهد: خدايى جز خداى يكتا نيست و محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)بنده و رسول اوست و به آنچه كه از طرف خدا آمده، اجمالا[١] اقرار نمايد و با دوستان خدا دوست و با دشمنان خدا دشمن باشد. او اگر بيشتر از اين را هم نداند، مسلمان محسوب مى شود و همچنان مسلمان باقى مى ماند تا آنكه عملى را به جا آورد. اگر آن عمل حرام باشد طورى كه درباره اش وعيد داده شده است و او نمى دانسته كه حرام است، در اين صورت او كافر مى شود و اگر واجبى از واجبات بزرگ خداوند را ترك نمايد و نداند كه واجب است باز او كافر مى شود. اگر يكى از دوستان او كارى انجام دهد و او نداند كه آن كار حلال است يا حرام يا بر او مشتبه شود در اين جا او بايد احتياط نمايد يعنى نه او را دوست بدارد و نه دشمن تا آنكه برايش روشن شود كه او مرتكب حلال شده يا حرام؟
بيهسيه مى گويد : مردم با جهل به دين و ارتكاب گناه مشرك
[١] فرق اين دو فرقه اين است كه بيهسيه، به شناخت اجمالى معتقدند و اينها اقرار اجمالى را كافى مى دانند و فرق هر دو واضح است زيرا شناخت، مستلزم شناخت تفصيلى است ولى اقرار اين گونه نيست.