فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٩٥ -       بيان ديگرى از توافقنامه     
دسته هاى پى درپى سپاه، آنان را تا سرزمين شان برانند و با اسبان تازنده بر بلادشان در آيند. چراگاه و مزارعشان را زير سُم بكوبند. غارتگران از هر درهّ اى مورد تاخت و تازشان قرار دهند. راست قامتان و ثابت قدمانى كه كشته شدن و مردن در راه خدا جز بر طاعت و اشتياقشان در ديدار خدا نمى افزايد، با آنها رو به رو شوند. ما كه با پيامبر خدا بوديم با پدران، فرزندان، برادران و عموهايمان مى جنگيديم و اين كار جز ايمان و فرمانبردارى و پايدارى در سختيها و شكيبايى در رنجها و كوشايى در جهاد با دشمن، در ما نمى افزود و گاهى فردى از ما با فردى از دشمن مانند دو گاو نر سر و تن يكديگر را مى كوفتند هر يك مى كوشيد تا از كاسه مرگ به ديگرى شربت نيستى بنوشاند; گاهى از ما پيروز مى شد و گاهى از آنها و وقتى خداوند صداقت و پايدارى ما را ديد دشمنان ما را به وادى هلاكت سوق داد و پيروزى را نصيب ما كرد چندانكه اسلام پا گرفت و آيينش فراگير شد و جاى خود را باز كرد. به جان خودم اگر ما مثل شما بوديم، هرگز پايه دين راست نمى شد و ساقه اى براى ايمان سبز نمى گرديد! به خدا سوگند به زودى خون خواهيد دوشيد و به درد پشيمانى نايل خواهيد آمد.[١]
امام در اين خطبه علت اصلى پراكندگى و سستىِ كه گريبانگير لشكرش با آن همه تجهيزات و نفرات شده بود، بيان نمود و آن همان عصيان و نافرمانى لشكر از فرماندهى بود. آنان فريب ظاهر را خوردند و خيال كردند دشمن رجوع به كتاب خدا را پذيرفته و بدان پايبند مى ماند. از اين رو پذيرش حكميت و حَكَم را كه قبلا ذكرش رفت بر امام تحميل كردند. بدين ترتيب فرمانده، فرمانبر و امام،
[١] رضى: نهج البلاغه، خطبه ٥٧. ابن مزاحم: وقعة صفين ٥٩٧ ـ ٥٩٨ عبارات دو منبع، مختلفند و ما عبارت رضى را ترجيح داديم.