فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٤٣ - ١ ـ فرزندان مشركان     
مسائل، آگاه شود، آن را به ترتيب بحث مى كنيم و مى گوييم:
١ ـ فرزندان مشركان:
اصل اساسى در مورد دماء، حرمت اراقه و وجوب صيانت از اراقه آن است و انسان ـ به طور مطلق ـ خليفه خدا در زمين است كه خون و عرض و مالش براى ديگران محترم مى باشد و تعدّى بر هيچ يك از موارد مزبور جايز نيست مگر با دليل و برهان. به همين خاطر خداوند سبحان در داستان پيامبرش موسى، مى فرمايد: (أَقَتَلْتَ نَفْسًا زَكِيَّةً بِغَيْرِ نَفْس لَقَدْ جِئْتَ شَيْئًا نُكْرًا)[١] و مى فرمايد: (فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ الْخَاسِرِينَ)[٢] و باز خداوند متعال مى فرمايد: (قَدْ خَسِرَ الَّذِينَ قَتَلُوا أَوْلاَدَهُمْ سَفَهًا بِغَيْرِ عِلْم )[٣] و مى فرمايد: (وَ لاَ تَقْتُلُوا أَوْلاَدَكُمْ مِنْ إِمْلاَق نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِيَّاهُمْ )[٤] و مى فرمايد: (وَ لاَ تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ)[٥] و (مَنْ قَتَلَ نَفْسًا بِغَيْرِ نَفْس أَوْ فَسَاد فِي الأَرْضِ فَكَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعًا)[٦] و آيات ديگرى از اين قبيل كه صراحت دارند به اينكه اصل اساسى و مرجع در مورد دماء حرمت است. پس كشتن هيچ انسانى به طور مطلق جايز نيست مگر آنكه در قرآن حكيم و
[١] كهف: ٧٤ «آيا انسان پاكى را كشتى بدون آنكه او كسى را كشته باشد؟ كار بدى كردى.»
[١] مائده: ٣٠ «نفس سركش، كشتن برادر را بر او آسان جلوه داد و او برادر را كشت و از زيانكاران شد.»
[١] انعام: ١٤٠ «آنهايى كه فرزندانشان را از روى نادانى و بدون علم مى كشند، زيان كرده اند.»
[١] انعام: ١٥١ «فرزندانتان را به خاطر گرسنگى نكشيد ما شما و آنها را روزى مى دهيم.»
[١] انعام: ١٥٠ «خون كسى را كه خداوند حرام كرده است نريزيد جز آنكه بر حق باشيد.»
[١] مائده: ٣٢ «اگر كسى، كسى را بى آنكه او قتلى كرده باشد يا فسادى در زمين انجام داده باشد، بكشد، مثل آن است كه تمامى مردم را كشته است.»