فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٨١ -       آيا اباضيه از خوارج است؟     
اهل سنت و جماعت گرد آورده اند.[١]
٧ ـ اطلاق لفظ خوارج بر اباضيه از نسبتهاى ناروايى است كه اولا از تعصب سياسى و ثانياً از تعصب مذهبى ناشى مى شود. وقتى كه افراطيان مذاهب سر برآوردند، اباضيه را در كنار ازارقه، صفريه و نجديه قرار دادند. اطلاق خوارج بر اباضيه از دو علت ناشى مى شود:
الف ـ چون آنها در انكار تحكيم با ديگر خوارج شريكند، اين سبب شده كه آنها را با ديگر منكرين تحكيم در يك رتبه قرار دهند.
ب ـ در ابتداى امر، نام خوارج معهود نبود. اين نام پس از روى كار آمدن ازارقه رواج يافت. بين اصحاب على چه مخالفان تحكيم و چه موافقان آن، اين نام معروف نبوده است و شايد اولين بار، اين جريان پس از روى كار آمدن معاويه به وجود آمده است. زيرا امويان اين نام را براى تمامى كسانى كه با حكومت خودكامه آنها مخالف بودند، به كار مى بردند[٢] و بين اباضيه و خوارج افراطى فرقى نمى گذاشتند.[٣]
٨ ـ ابن اباض در نامه اى كه به عبدالملك نوشته از ازارقه تبرى جسته است. در اين نامه آمده است من از ابن ازرق و متاع و بقاع او به خدا تبرى مى جويم. چون او از مبادى اسلام تا آنجا كه براى ما روشن است فاصله گرفته و بدعت گذاشته و مرتد شده است و پس از اسلام كفر ورزيده است. پس من از آنان به
[١] دكتر رجب محمد عبدالحليم: الاباضية فى مصر والمغرب ٦٠.
[١] لازمه اين حرف آن است كه شيعه را نيز بايد خوارج مى ناميدند.
[١] صالح ابن احمد صوافى: الامام جابر بن زيد العمانى ٢١٣ ـ ٢١٤، نويسنده از قصيده معروف كه در پيروزى ابوبلال سروده شده غفلت كرده است. اين قصيده در محل خود خواهد آمد. اين حادثه در سال ٦٠ و قبل از فتنه ازارقه بوده است.