فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٠٠ - ٢ ـ قيام شبيب بن بجره     
اثناء جنگ كشته شد. پس از او خوارج حوثرة بن وداع بن مسعود اسدى را به رياست خود برگزيدند و او به نخيله آمد. معاويه پدر او را نزدش فرستاد تا شايد بتواند او را باز گرداند و به او گفت:
نزد پسرت برو، شايد از ديدار تو دلش نرم شود.
او هم نزد پسرش رفت و با او سخن گفت و نصيحتش كرد و گفت: مى خواهى پسرت را نزدت بياورم؟ شايد وقتى او را ببينى نتوانى دوريش را تحمل كنى!
حوثره گفت: در اين ساعت به نيزه كافرى كه قلب را بشكافد بيشتر مشتاقم تا ديدار فرزندم.
پدر حوثره برگشت و جريان را به معاويه باز گفت. معاويه هم سپاهى را به سوى آنان اعزام كرد كه همگى شان را از پا درآوردند.[١]
٢ ـ قيام شبيب بن بجره:
وقتى ابن ملجم، على را به شهادت رساند، شبيب همراه او بود. با ورود معاويه به كوفه، شبيب به قصد تقرّب نزد او آمد و گفت: من و ابن ملجم با هم على را كشتيم. معاويه از شنيدن اين سخن هراسان از جا برخاست و به خانه اش رفت و به اشجعيان پيام داد و گفت: اگر شبيب را ببينم يا بشنوم كه او به خانه من نزديك شده است، همه شما را نابود مى كنم. از ديارتان بيرونش كنيد. همين كه شب فرا رسيد شبيب از كوفه بيرون رفت و تا روز كشته شدنش، كسى او را نديد. وقتى مغيرة بن شعبه حاكم كوفه شد، شبيب در طف، نزديكى كوفه عليه او قيام
[١] عمر ابوالنضر: الخوارج فى الاسلام ٣١.