فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٤٦ -       آراء و عقايد ازارقه     
الْجِدَارُ فَكَانَ لِغُلاَمَيْنِ يَتِيمَيْنِ فِي الْمَدِينَةِ).[١] اى پسر ازرق! چه كسى براى بچه ها ارث گذاشته بود؟ ابن ازرق گفت: پدرشان. حسين گفت: آيا پدر آنان بهتر بود يا پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)؟ ابن ازرق گفت: خداوند به ما گفته بود كه شما قوم جدالگريد.[٢]
آراء و عقايد ازارقه:
ازارقه عقايد منحرف و بدعتهاى ناروايى داشته اند كه در بعضى از آنها با ديگر خوارج شريكند:
١ ـ آنها معتقد بودند كه مخالفينشان از اين امت، مشركند و محكّمه اولى مى گفتند آنان كافرند; نه مشرك.
٢ ـ آنها معتقد بودند كه قاعدين ـ كه با آنها هم عقيده اند ـ چون به آنها نپيوسته اند مشركند.
٣ ـ كسى كه به نيروهاى آنها مى پيوست و مدعى بود كه از آنهاست او را امتحان مى كردند; بدين صورت كه اسيرى از اسيران مخالفان خود را به او مى سپردند و دستور مى دادند كه او را بكشد. اگر او را مى كشت ادعاى او را تصديق مى كردند كه او از آنهاست و اگر او را نمى كشت مى گفتند: او منافق و مشرك است و او را مى كشتند.
٤ ـ قتل كودكان و زنان مخالفان را مباح مى دانستند. مقصود از مخالفان،
[١] كهف: ٨٢ «اما آن ديوار مال دو يتيم است كه در اين شهر زندگى مى كنند.»
[١] ابن عساكر: تاريخ مدينة دمشق، بخش حيات امام حسين ١٥٨، با تحقيق محمد باقر محمودى، مجلسى: بحار الانوار ٤/٢٩٧ ذيل حديث نياز به توضيح دارد.