فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٠٩ - ٣ ـ ديدگاه خوارج درباره قيام عليه حاكم ستمگر     
پس كسى كه افسار گسيخته در ميدان شهوت براى اشباع غرايزش دورترين حدود الهى را در مى نوردد، محال است كه بتواند افكار و اعتقادات دينى و فضيلت هاى روحى اش را حفظ نمايد. هر چه بيشتر در ميدان مفاسد بتازد از ارزشهاى دينى بيشتر دور مى شود زيرا مفاسد، او را از حركت در مسير دين باز مى دارد و به سوى عصيان سوق مى دهد و همچنين اندك اندك از اين معتقدات رها شده و از آن جدا مى گردد و آن را به پشت سر مى اندازد. آيه كريمه نيز به اين حقيقت اشاره دارد. از اينجا روشن مى شود كه نظريه تفكيك بين عمل و كفر، عقيده و سلوك نظريه ناصوابى است كه از غفلت از تأثير اين دو بعد ناشى مى شود.
بر همين اساس، استعمارگران دايماً تلاش مى كنند كه جوّ اجتماعى را در اثر فاسد كردن اخلاق و ديندارى، فاسد كنند تا راه براى تغيير افكار و از بين رفتن اعتقادات هموار گردد.[١]
٣ ـ ديدگاه خوارج درباره قيام عليه حاكم ستمگر:
خوارج همگى بر آنند كه قيام عليه حاكم ستمگر در صورت قدرت و توانايى واجب است و آن را بخشى از امر به معروف و نهى از منكر مى دانند. اين مطلب از خطبه ها و نامه هاى آنها در دوران خروج، به دست مى آيد. اين عبدالله بن وهب راسبى است كه هنگام حركت با گروهى از حروريه به طرف نهروان، خطاب به ياران خود مى گويد: «اما بعد! قسم به خدا براى گروهى كه به رحمن ايمان آورده اند و به حكم قرآن گردن نهاده اند، سزاوار نيست كه اين دنيا را كه دلخوشى و وابستگى به آن و اختيار نمودن آن پستى و هلاكت است، بهتر از امر
[١] محاضرات استاد جعفر سبحانى به قلم جعفر الهادى: الله خالق الكون ٦٣٦ ـ ٦٣٧.