فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٣٢ -       استفاده خوارج از آشفتگى اوضاع     
و چنانكه مى بينيد براى مقابله با شما آماده شده است. ابن ازرق به او نزديك شد و گفت: اى ابن زبير! از خدايى كه پرورگار توست بترس و خائنِ در گذشته را مبغوض دار و كسى را كه اولين بار، گمراهى را بنيان نهاد و فتنه ايجاد نمود و مخالفت كتاب خدا كرد، دشمن شمار. اگر اين كار را كردى پروردگارت را خوشنود ساخته اى و خودت را از عذاب دردناك نجات بخشيده اى و اگر اين كار را نكردى جزء كسانى خواهى بود كه از متاع زودگذر دنيا بهره گرفته و زندگى دنيا را با شهوترانى سر كرده اند.
آنگاه ابن ازرق از عبيده بن هلال خواست كه خواسته هاى آنها را بگويد و او چنين گفت: مردم عثمان بن عفان را به خلافت برگزيدند و او خويشاوندانش را زير بال گرفت و نزديكانش را برگزيد. جوان را به كار گماشت و تازيانه را به كار برد. كتاب را خوار ساخت. مسلمانان را تحقير نمود. ظلم ستيزان را مورد ضرب قرار داد. رانده شدگان پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)را پناه داد. پيشگامان فضيلت را مضروب ساخت و تبعيدشان كرد و محرومشان نمود. غنيمتى را كه خدا براى مسلمانان قرار داده بود، برگرفت و در بين نابكاران قريش و جنايتكاران عرب قسمت نمود. آنگاه گروهى از مسلمانان كه خداوند به طاعتش از آنها پيمان گرفته بود و آنها درباره خدا از هيچ ملامتى پروا نداشتند، نزد او آمدند ولى او آنها را كشت. ما اولياء آنها هستيم و از پسر عفان و يارانش بيزاريم. حال اى پسر زبير! نظر تو چيست؟[١]
مبرد در كاملش نقل مى كند: ابن ازرق در صبح روزى كه به ملاقات ابن زبير رفته بود، از او سؤال كرد: درباره شيخين چه نظر دارى؟ گفت: نظر نيك.
[١] طبرى: تاريخ ٤/٤٣٤ ـ ٤٣٨.