فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٢٧ - ٤ ـ تقيه در قول و عمل     
از اينجا روشن مى شود كه قائل شدن به وجود يا حرمت تقيه به طور مطلق افراط و تفريط است و رأى صواب همان تقسيم كردن تقيه به واجب و حرام يا جايز ـ به معنى اعم ـ و حرام است.
از آنجا كه شيعه در ميان ديگر فرقه ها به تقيه شهرت يافته و چه بسا به آن تحقير و به نفاق متهم مى گردد، ما در بحثهاى كلامى مان[١] درباره آن به قدر كافى بحث كرده ايم و فرق بين تقيه و نفاق را بيان نموده ايم.
علامه محقق سيد شهرستانى در اين مقام سخنى دارد كه آن را نقل مى كنيم:
او مى گويد: مراد از تقيه پنهان داشتن يك امر دينى به خاطر ضررى كه در آشكار كردنش متوجه آن است، مى باشد. تقيه به اين معنى، شعار هر ناتوانى است كه آزادى اش سلب شده است اما شيعه بيشتر از ديگر فرقه ها به تقيه شهرت يافته است زيرا شيعه نسبت به ديگر فرقه ها بيشتر مبتلا به مشقت و سختگيرى بوده است. آنها در تمامى دوران امويان و در طول دوره زمامدارى عباسيان و در بيشتر ايام حكومت عثمانى از آزادى برخوردار نبودند و به همين خاطر بيشتر از ساير گروه ها حقيقت تقيه را دريافته اند زيرا شيعه در بخش مهمى از اعتقادات، در اصول دين و در بسيارى از مسائل فقهى با گروه هاى مخالف خود، اختلاف دارد و طبعاً از باب رقابت و حسد درونى جلب مخالفت مى كند و گاهى كار به جايى مى رسد كه گروه قوى گروه ضعيف را از ميان برمى دارد و يا كسى كه عزيزتر است، ذليل تر را از ميدان خارج مى كند و تاريخ نيز گوياى اين واقعيت است و تجربه ها هم آن را تصديق مى كند. به همين خاطر پيروان ائمه اهل بيت در بيشتر اوقات براى حفظ جان و مال و حفظ دوستى و اخوت با ساير برادران مسلمانش
[١] مراجعه كنيد به الالهيات ٢/٩٢٥ ـ ٩٣٣ به قلم محمد حسن مكى عاملى.