فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٦٠٢
دمشق شد، سرهاى حروريه را بر در آويزان ديد، گفت: سگان آتش ـ سه بار ـ بدترين كشتگانى هستند كه آسمان بر آنها سايه انداخته است و بهترين كشتگان كسى است كه به دست آنها كشته شده است. آنگاه گريه كرد. مردى به سويش رفت و پرسيد: اى ابا امامه! اين را كه گفتى از خودت گفتى يا از پيامبر شنيدى؟ گفت: اگر از خودم گفته باشم جرأت روا داشته ام. چرا از خودم بگويم. من اين را بيش از يك بار و دو بار از پيامبر شنيدم. گفت: پس چرا گريه كردى؟ گفت: گريه كردم چون آنها از اسلام خارج شدند. اينها راه تفرقه را در پيش گرفتند و دين خود را پيروى كردند.
٧٧ ـ پدرم برايم روايت كرد كه اسماعيل ـ يعنى ابن عليه ـ از سليمان تميمى برايمان روايت كرد كه آنس بن مالك برايمان روايت كرد، گفت: او برايم روايت كرد كه پيامبر خدا فرمود: در بين شما گروهى است كه عبادت مى كنند و ديندارى نشان مى دهند به حدى كه مردم و خودشان را به تعجب وا مى دارند. آنها از دين خارج مى شوند مانند تيرى كه بر صيد نشيند و از آن خارج شود.
٧٨ ـ پدرم برايم روايت كرد كه ابراهيم بن خالد برايمان روايت كرد كه رباح از معمر از قتاده از انس بن مالك برايمان روايت كرد كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود: «در امتم اختلاف پديد مى آيد و از ميان آنها گروهى خروج مى كنند كه قرآن را مى خوانند ولى قرآن از گلوهايشان فراتر نمى رود. سرهايشان را مى تراشند. وقتى آنها را ديديد بكشيد.»