فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٥٢ -       ديگرى گناه كرده و شما مرا مجازات مى  كنيد     
نيرنگبازان دشمن را بپذيرد و درباره خود و حقّى كه در دستش بود، شك كند و از كرامتى كه مسلمانان به او داده بودند، دست بردارد و خود را با يكى از كارگزارانش در قضيه اى كه در آن از امت پيمان گرفته بود و امت از او پيمان گرفته بودند برابر قرار دهد و در موضوعى كه خداوند در آن موضوع حكم دارد به حكميّت تن دهد.»
تحميل حكميّت بر على و پذيرش آن از طرف او و برداشتن عنوان امارت مؤمنان در اثر فشار بخش عظيمى از سپاه بدين معنى نيست كه امام درباره حقانيت خود و حقى كه در دستش بود، شك كرده است و از روى اختيار از كرامتى كه مسلمانان به او داده بودند، دست برداشته است بلكه امام مى خواست كه مجال بيشترى براى تفكر و تدبر در ادعاى معاويه عليه امام كه تقدم قصاص را بر بيعت ادعا مى كرد، باشد تا آنكه حكمان در اين باره رأى تاريكى آوردند. چنانچه برداشتن عنوان بر شك در امارت دلالت داشته باشد، آيا نويسنده مى پذيرد كه رسول خدا آنگاه كه راضى شد عنوان رسالت از كنار اسمش برداشته شود، در رسالتش شك كرده است؟ البته بعضى ياران او دچار چنين توهمى شدند و تصور كردند كه اين، مساوى با خوار ساختن دين است[١] ليكن پيامبر با اين پيشامد با سعه صدر بر خورد نمود و صلح را همانطور كه مشركين مى خواستند، پذيرفت. گذشت زمان نشان داد كه چقدر نظر او در امر صلح درست بوده و چقدر اين صلح، همانطور كه در «السيرة النبوية» آمده، به مصلحت مسلمانان بوده است.
[١] به سيره ابن هشام ١/٣٣١ مراجعه شود.