فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٠٢ - پرسش دوم چرا پس از تحميل حكميت بر على(ع) از آن برگشتند     
جنگيدن را از (امام) فرمانده گرفته بودند زيرا بيست هزار نفر غرق در آهن با شمشيرهاى برهنه بر دوش نزد امام آمدند و در حالى كه او را به نام صدا مى زدند، گفتند: تو را به كتاب خدا فرا خوانده اند، بايد اجابت نمايى و گرنه تو را مانند پسر عفان مى كشيم. به خدا سوگند اگر اجابت نكنى تو را مى كشيم.
آيا در چنين تنگنايى مى شود گفت كه جنگيدن وظيفه شرعى امام بود يا آنكه با از بين رفتن توانايى و قدرت جنگيدن تكليف برداشته شده بود زيرا نتيجه جنگ اين بود كه يا امام را مى كشتند يا دست بسته تسليم دشمن مى كردند و در اين صورت ذلّت و بدنامى بزرگتر و سنگين تر بود.
البته با پشيمانى آنان از حكميّت و اعلام آمادگى شان براى جنگيدن بعد از انعقاد صلح و بستن عهد و پيمان، امام دوباره توانايى جنگ را يافت ولى اين ندامت و پشيمانىِ آنها سودى نداشت. آنها وقتى پشيمان شدند كه فرصت طلايى از دست رفته بود زيرا همانطور كه حكم خداوند جنگِ با سركشان است چنانكه قرآن بيان كرده است، همانطور وفاى به عهد و احترام به عهدها و پيمانها نيز از احكام قرآن و سنت طاهره است; به همين جهت وقتى كه آنان بر جنگ پافشارى كردند، على(عليه السلام)فرمود: واى بر شما! آيا پس از سازش و عهد و ميثاق به جنگ باز گرديم؟ مگر خداوند متعال نفرمود: به عهدهايتان وفادار بمانيد و فرمود: (أَوْفُوا بِعَهْدِ اللهِ إِذَا عَاهَدْتُمْ وَ لاَ تَنْقُضُوا الأَيْمَانَ بَعْدَ تَوْكِيدِهَا وَ قَدْ جَعَلْتُمُ اللهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلاً إِنَّ اللهَ يَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ)[١].[٢]
[١] نحل: ١٦١ «به پيمان خدا وقتى بستيد، وفادار مانيد و قسم ها را پس از آنكه محكمش كرده و خدا را بر آن ضامن گرفته ايد نشكنيد كه خدا بر آنچه مى كنيد آگاه است.»
[١] نصر بن مزاحم: وقعة صفين ٥٨٩.