فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٣٠ -       اول آنچه كه شناخت آن در محدوده عقيده واجب است     
خداوند آورده، حق است.
اين از مواردى است كه هيچگاه جهل برنمى دارد.[١]
بعضى ديگر از اباضيه به تبعيت از اهل حديث و اشاعره ايمان به قَدَر و خير و شر را نيز اضافه كرده اند (پس شناخت آنها نيز واجب است). ابن سلام مى گويد: ايمان عبارت است از اعتقاد به خدا، فرشتگان، كتابهاى آسمانى، پيامبران ، زندگى دوباره، قيامت، مرگ و اينكه قَدَر، خير و شر آن از طرف خداست.[٢]
به خاطر افراطى بودن قول اول، شيخ ما مرتضى انصارى در بحث از حجيت ظن درباره اصول دين، مى گويد:
«علامه (قدس سره) در باب حادى عشر امورى را درباره آنچه كه شناخت آن بر هر مكلفى واجب است نظير تفصيلات توحيد، نبوت، امامت و معاد ذكر مى كند كه دليلى بر وجوب آن به طور مطلق، وجود ندارد. او مدعى است كه اگر كسى از لحاظ نظرى و استدلالى جاهل به اين امور باشد، از زمره اسلام خارج و مستحق عقاب دايمى است اما اين مدعا در غايت اشكال است.»[٣]
براى روشن شدن حقيقت، به اختصار از اين موضوع بحث مى كنيم و مى گوييم: مسائل اصولىِ كه در آن اولا و بالذات از اعتقاد بحث مى شود، بر دو قسم است:
اول: آنچه كه اعتقاد و پايبندى به آن بر مكلف واجب است و وجوب آن
[١] ابوسعيد كدمى: المعتبر ١/١٤٥ از انتشارات وزارت ميراث و فرهنگ قومى سلطنت عمان.
[١] ابن سلام: (٢٧٣ت): بدءالاسلام و شرائع الدين٦٠.
[١] مرتضى انصارى: الرسائل١٧٠.